سمفونی مردانه

آخرین نظرات

۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

۳۱فروردين

دو هفته اول این ماه، فندق به همراه مادرش شمال بود. بهش خوش گذشته بود. اصولا هر قدر آدم بیشتری دور و برش باشه سرحال تر و پر جنب و جوش تره. وقتی دیدمش احساس کردم که نسبت به دو هفته قبل به وضوح رشد بیشتری کرده، تپل تر شده (چون اصولا شمالیا زیاد میخورن) و مشخصا پیشرفت قابل توجهی در صحبت کردن داشته. دم همسر و خانواده اش گرم که این مدت زحمت زیادی کشیدند. و اما ماهنامه فندق خانم:

آقای پدر
۲۵فروردين

وقتی اول صبح از خواب بیدار میشم و از پنجره بدون پرده اتاق کارم بیرون نگاه میکنم پر از احساسات و افسوسای دلپذیر میشم...

آقای پدر
۲۲فروردين

ارتباط من و خواب مثل ارتباط من و یکی از دوستانمه. همدیگرو دوست داریم، اصلا یه جورایی عاشق همیم اما از هم اجتناب میکنیم، گاهی همو میرنجونیم و گاها حتی دعوا و داد و بیداد و قهر و کتک کاری راه میندازیم... اما در نهایت باز کنار هم هستیم.

آقای پدر
۱۵فروردين

کاش میتونستم زودتر بازنشسته بشم... بعد کاسه کوزمو جمع میکردم و دست دخترارو میگرفتم و میرفتم یه شهر متوسط و برای خودم یه کتابفروشی باز میکردم... خوبیش به اینه که همسر از تهران بیزاره و احتمالا حسابی هم استقبال بکنه.

آقای پدر
۱۴فروردين

به نظرم باید این پست رو بخونید. علیرغم اینکه به شدت آزاردهنده و تنده، علیرغم اینکه بیش از اندازه یک جانبه نگرانه است اما دستکم صریح و روشن و مهمتر از همه کامله. هر چیزی که در این رابطه تا حالا شنیدید ، دسته بندی و کلاسه شده. هرچند دیدگاه تا حدی سرد و خاکستری نویسنده هم بر تاثیرگذاریش اضافه کرده.البته لینک پست به معنی تایید صد در صدی محتوا نیست.

آقای پدر
۱۱فروردين

میخواهم حداقل یک نفر باشد که من با او,  از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم...

ابله, چارلز بوکوفسکی

آقای پدر
۰۸فروردين

بیشتر از یک هفته از شروع سال جدید گذشته و من هنوز چیزی ننوشتم. نه اینکه نخوام بنویسم، نه خدا شاهده، ولی چون میدونستم باید یه چیزی درباره سال جدید و عید و چه میدونم تحول و شروع دوباره و از این چیزا بنویسم، مطالب نصفه و نیمه ام همینجور موند و خاک خورد.

آقای پدر