سمفونی مردانه

آخرین نظرات

اندیشه ناگهانی شماره ۱۱: توهم تغییر

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۱ ق.ظ

گاهی فراموش می کنیم که این ما هستیم که باید زندگی بکنیم و نه زندگی مارو. گاهی کاملا اسیر جریانات و وقایعی میشیم که برامون پیش میاد، اون چیزی که برامون رقم خورده. نمیخوایم بهش تن بدیم اما مجبوریم که خودمون نثارش بکنیم. ایستادگی درمقابلش جز اصطکاک و فرسودی و خستگی چیزی برامون به همراه نداره. گاهی اونقدر به این زندگی و حوادث اون تن میدیم که بهش عادت میکنیم... به منتظر موندن تا پیش اومدن... پیش اومدن اون چیزی که تصمیم میگیره برامون بوجود بیاره. اون وقته که یه بازنده ایم. خودمون فریب میدیم که «من خودمو با شرایط وفق میدم...» اما این فقط یه فریبه، یه حیله، یه شکست. «وفق دادن» مگر غیر از تغییر کردن بر اثر جبر روزگاره. وقتی اون جمله رو میگیم تنها به این موضوع اعتراف میکنیم که داریم بخاطر وضعیت پیش آمده تغییر میکنیم و اونقدر تغییر میکنیم که دیگه چیزی از ما باقی نمیمونه چز نسخه ای بدلی از یک من سازگار یافته! اما وقتی بر اثر خواست و میل و عقل خودتون تصمیم به تغییر میگیرید، اونوقته که میتونید ادعا کنید رو به جلو و رشد -احتمالا- گام برمیدارید. چرا که این شما هستید که تغییر رو انتخاب میکنید نه زندگی!

ابله داروین که این سازگاری و تطابق رو نوعی تکامل میدونست اما همین داروین نتونست ارتباط انسان میمون گونه و تکامل یافته رو با انسان های نخستین برقرار کنه. چرا که نئاندرتال های باقیمانده از تکامل انسان میمون گونه، یه جایی بلاخره توسط انسانهای نخستین که معلوم نیست دقیقا از کجا پیداشون شد -یا فقط خود خدا میدونه از کجا- نیست و نابود شدند. ثمره اون همه تغییر و تطابق و سازگاری و به قول جناب داروین «تکامل» فرتی توسط اسلاف ما ازبین رفت. 

اگر قراره حیات انسان صرفا برقراری سازگاری به جهت حیات بود هیچگاه هیچ رخداد مهمی در هیچ کجای تاریخ بشری اتفاق نمیوفتاد. نه اختراعی انجام میشد و نه انقلاب و قیام و خیزشی رخ میداد. فقط همه خودشون رو با همه اون چیزایی که وجود داشت سازگار میکردن. سازگاری یعنی اسارت در زندان زندگی... در اون چه که برامون رقم میخوره! ما میجنگیم که خودمون باشیم، که خودمون بمونیم. 


پی نوشت:

- این پست هیچ مخاطب خاصی نداره جز خود نویسنده. جز من. ازتون خواهش میکنم حتی اگر همذات پنداری میکنید اما به خودتون نگیرید.

- اگر دوروبرتون داره تغییر میکنه، اگر دوستی داره جسورانه تغییر میکنه، شما هم میتونید با اون تغییر کنید یا اینکه خودتون باقی بمونید. اگر کارش رو درست میدونید جسارت و شجاعت همراهی و تغییر رو داشته باشید. اسمش رو میزارید هماهنگی اما این خود تغییره. اما اگر مثل من شجاعت لازم رو ندارید یا اینکه انتخابتون مطابق با اون نیست، دیگه اسمش رو نزارید «شرط عقل»... فقط بکشید کنار تا فضای لازم رو برای تغییرات ایجاد کنید.

- این یک پست سیاسی یا حتی اجتماعی نیست. فقط به خودتون نگاه کنید.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۳
آقای پدر

نظرات  (۲)

کاملا موافقم اقای پدر. منم در این مورد خیلی وقت پیش یه پست گذاشته بودم...

پاسخ:
پس تو خیلی وقت پیش به نتایج مهم رسیدی

"سازگاری یعنی اسارت در زندان زندگی" ...

کاش منم میتونستم بجنگم... تو یه جنبه هایی خیلی جنگیدم و جلو اومدم ولی اونجایی که باید واقعا میجنگیدم سازش کردم، نه اینکه فقط سازش باشه، جنگ رو شروع میکردم ولی یهو کوتاه میومدم و دستامو بالا میبردم...

بدتر از همه اینکه از نظر اطرافیان و نزدیکانم من شدم سمبل سازش...

 

پاسخ:
خب این خیلی بده. کلا نتیجه هر جنگ و جدل و بحثی که یه طرفش هستی از قبل معلومه. البته به زعم دیگران

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی