سمفونی مردانه

آخرین نظرات

دنیای افسوس یا افسوس دنیا

دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۶ ق.ظ

نمیدونم داستان عبور طالوت و دارو دسته اش از صحرای تاریک رو شنیدین یانه... ظاهرا طالوت در میانه صحرا به قومش میگه که  این سنگریزه های کف صحرا واقعا سنگریزه نیست. هرکسی که از سنگریزه های کف این صحرا برداره صبح فردا پشیمان خواهد شد و هرکسی هم که برنداره باز پشیمان میشه... یه عده کمی دست به کار شدن و جیبها و سوراخ و سمبه هاشون پر کردن. با خودشون اینجوری استدلال کردن که «که خب حالا برمیداریم دیگه، چیزی که از دست نمیدیم، فقط یه شب بارو بنه امون سنگین میشه...» عده بیشتری هم ساده لوحانه ادای آدمهای قانع و با عزت نفس و «خدابس» رو در اووردن با خودشون فکر کردن «ما که از اوضاع زندگیمون راضی هستیم چه کاریه که الکی بارمون سنگین کنیم...» و دست خالی از صحرا عبور کردن. صبح فردا که از صحرا گذشته بودن جیبهاشون خالی کردن و دیدن ای دل غافل، همش در و مروارید و هر کوفت دیگه ایه که تو اون زمان ارزشمند بوده. خلاصه هر دو دسته افسوس خوردن اساسی. عده ای برای اینکه دست خالی بودن و عده دیگری برای اینکه بیشتر برنداشته بودن...

این داستان رو علمای اخلاق معمولا برای این تعریف میکنن تا به ما بنده های کودن حالی کنن تا توی این دنیا باید تا میتونیم کار خوب و نیک و حسنه انجام بدیم تا فردای قیامت جیبها و بقچه ها و خلل و فرج مون پر از در و مروارید و خوبی باشه. چرا که توی بهشت همونا خرج قصر و باغ و خدمه و حوری بازی و خورد خوراکمون میشه.

فی نفسه این داستان که از متن قرآن کریم هم استخراج شده بینظیر.  ساده و روشن و ملموس و حکیمانه. از اونایی که همیشه باید تو خاطرمون باشه. اما من میخوام به یه جنبه دیگه این داستان توجه بشه. واقعیت موضوع اینه که اهرم تاثیرگذار این داستان یکی از خصوصیات بشریه و با هدف قراردادن اون خصوصیت سعی میکنه قابل فهم و درک باشه.

               ماهی

به شخصه اعتقاد دارم هیچکدوم از دردها و آلام بشری به اندازه افسوس و حسرت دردناک و زجر آور و عبث نیست. یه چیزی رو باید در نظر داشته باشیم: اینکه حرص سانتافه همسایه رو بخوریم یا سرویس طلای جاری رو، بهش نمیگن حسرت. این حسادت و بخله و جزو خصوصیات بد منفی و گند یه آدم به حساب میاد. حالا البته داستان حسرت و افسوس هم چندان جالب نیست. تنها تفاوت اینه که حسرت وقتی معنا داره که ما حق انتخاب داشته باشیم و به عواقب و ثمرات و نتایج انتخاب های کرده و ناکرده امون فکر کنیم. اینکه به گذشته و انتخاب هاتون فکر کنید و مرتب اونارو هم بزنید و تصمیمات گرفته و نگرفته اتون محک بزنید، اینکه غم گذشته رو بخورید... اینکه چرا جای فلان ماشین، اون یکی رو نخریدم... اینکه چرا بیشتر و بهتر درس نخوندم... اینکه چرا فلان جواب و به فلان کس ندادم نشوندمش سرجاش... اینکه چرا با اون یکی ازدواج نکردم... اینکه چرا فلان جا سرمایه گذاری نکردم... و همینجوری الی آخر. و اماااااا بهره اینجور فکر کردن چیه؟ ساده انگارانه و کودکانه است که تصور کنیم کلا بی فایده و بی نتیجه و وقت تلف کردنه . برعکس نیاز هست که گاها -دقت کنید که میگم گاها- بشینیم و به نتایج انتخاب هامون و بیشتر از اون، نتایج انتخاب عکسمون فکر کنیم و ببینیم در چه صورت میتونستیم بهره بیشتری ببریم. اما مشکل اینجاست که معمولا راه به خطا میبریم و در اندیشه امون غرق میشیم و به جای عبرت گرفتن فقط افسوسشو به همراه میبریم. 

در تمام آلام و دردهای بشری، در تمام عصبیت ها و عصیانگری های جمعی، در تمام افسردگی ها و پریشان حالی های فردی، و دست آخر در تمام احوال بد ما ردپای افسوس و حسرت وجود داره...


پی نوشت:

- این پست به نیت دوست عزیزی که قصد داشت تصمیم غریبی بگیره آغاز شد. اما در نهایت از حالت شخصی به عمومی رسید.

- نمیگم افسوس نخورید. اتفاقا بخورید تا آدم بشید -یا آدم بمونید- ولی جسارتا کم بخورید... 

- کسی میدونه من با این اخلاق بیخودم چرا اصلا ازدواج کردم و بچه دار هم شدم؟



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۴
آقای پدر

نظرات  (۱۰)

بیخیال که چرا؟
می دونی چرا؟ چون همه بعد ازدواج می گن دنیای تجرد بهتره!
پاسخ:
این پست صرفا مربوط به ازدواج نمیشدها... بله ممکن بود شامل اونم بشه اما نه اینکه این  نتیجه ازش دربیاد
اگر منظورت جمله آخره برای اینکه خصوصیات شخصیتی من چندان جمعی و گروهی نیست. برای مثال من از دوره تحصیل و دانشگاه و کار هیچ دوستی ندارم!!! 
چرا هیچ کس در مورد اون عکس وسط نپرسید؟؟!
مفهومش از نظر خودتون چیه؟؟
پاسخ:
تقریبا از زمان فیلم ماتریکس سال 1999 دو رنگ آبی و قرمز در کنار هم معنای انتخاب های متفاوت رو پیدا کرده. اینجا هم این موضوع در نظر گرفته شده
شوهرمو طلاق بدم و از دست این عشق و عاشقی ها هم رهاااا بشم، بله...خخخخخخ
پاسخ:
به!!! پس سرت شلوغه. دیگه نوبت به من  نمیرسه!!!!
خیییییلی لذت بردم، ممنون از این پست
من که در جریان اخلاق تون نیستم ولی کلاً از بچه دار شدن می ترسم و با اینکه به طور وحشتناکی دلم می خواد بچه یا بچه هایی رو بزرگ کنم و مسئولیت شون رو به عهده بگیرم اما از زاییدن و به دنیا آوردن می ترسم. خیلی شجاع هستید شما، احسنت

پاسخ:
البته من به شخصه نزاییدم صرفا در حد انتقال اسپرماتوزویید دخالت داشتم. این قسمتاش خیلی سخت نبود.
دخترجون قسمت سختش همون مسئولیته. فرق نمیکنه خودت وضع حمل کرده باشی یا ثمره وضع حمل دیگران به دوش بکشی.
سلام
اخ که من چقدر حسرت تصمیماتم رو میخورم که در گذشته و حال میگیرم نمیدونم چطور این اخلاق گندو درست کنم بعضی موقع اونقدر این افکار تو ذهنم وول میخوره که میخام سرمو بکوبم به دیوار کلا هر تصمیمی میگیرم بعدش پشیمانم شاید چون آدم ایده آل نگریم نمیدونم والله بعضی موقع ها دیگه از بس کلافه میشم صورت مساله رو میخام پاک کنم به خدا میگم کاش منو نمیافریدی آگه راه حلی دارید بفرمایید هر چند فکر کنم شما بدتر از منی
پاسخ:
آقا شما کارت از افسوس و حسرت گذشته، ظاهرا کلا به پوچی میزنه.
یه راه حل ساده داره. به انتخاب دیگه ات فکر نکن، صبر معمولا به ما نشون میده که انتخاب درستی کردیم.
کدوم اخلاق بیخود؟ حسرت خوردن منظورتونه؟
پاسخ:
نه کلا میگم. یه حسی بهم میگه با جمعبندی پستام، من باید آدم بیخودی باشم.
جالب بود 
پاسخ:
:)

الان این افسوس خوردن برای کسی دیگه بود؟ من فکر کردم شما در حال افسوس خوردن بابت انتخاب پارسال برای محل کار بودید.

اما خط آخر پست حال بدی بود

پاسخ:
افسوس و حسرت من بیشتر یا کمتر از غالب مردمان نیست. 
اگر منظورت خط اخر پی نوشته باید عرض کنم اون از کمترین افسوس های منه. 
لایک
پاسخ:
تفاهماتمون داره بالا میره. شما قصد ازدواج ندارین؟ خخخخخخخ
دقیقا باید درس گرفت و گذشت، نه توجیه کنیم خودمونو و بگیم کاملا حق با ما بوده و نه با فکر کردن ای کاش... و اگر.... خودمونو عذاب بدیم. وقتی از اتفاقایی که تو زندگیمون میفته درس نگیریم بارها و بارها برامون تکرار میشن.
پاسخ:
نتیجه گیری منطقی و معقول از عرایض بنده. سپاسگزارم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی