سمفونی مردانه

آخرین نظرات

از هر وری، دری (۴)

شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ب.ظ

۱- بدترین اتفاقی که بعد از حمله تروریستی برادران مسلمان(!) داعشی مون افتاد این بود که قبح عمل ریخته شد واون سایه سرد و گزنده بیم و ترس از وقوع مجدد، شکل گرفت. کما اینکه ملتی که با رشادت و شجاعت تمام، با تمام ابزار و الات ثبت و ضبط رویدادها، به محل هر حادثه طبیعی و غیرطبیعی میشتافتن و پیج های اینستاگرامشون رو مملو از عکس و فیلم و استوری و «من و ... همین الان یهویی» میکردن، حالا با صدای ترقه و حتی باد معده به سرعت متواری میشن! حالا به راحتی میتونید توی مترو یا صف نان، یا ورزشگاه جا پیدا کنید. فقط کافیه غریو «بمب» یا «داااااااعش» سربدین. شنیده شده که در تعطیلی مدارس هم مورد استفاده قرار گرفته!

۲- مدتیه یه علاقه عجیب و شگرفی پیدا کردم که به صورت حرفه ای -یا حتی نیمه حرفه ای- عکاسی یاد بگیرم. اصلا وقتی بهش فکر میکنم خون توی رگ هام به جوش میاد. علاقه ای به فنجون قهوه و انگشتای پا و مسما بادمجون دیشب ندارم. بیشتر دلم میخواد به جاهای مختلف سفر کنم و لای مردم وول بزنم و چیلیک چیلیک از چهره اشون عکس بگیرم! بعدم بشینم رو به روی اون عکسها و برای هر چهره ای یه داستان بسازم... یعنی انقدر برام لذتبخشه که وقتی بهش فکر میکنم میترسم ارگاسم بشم!

۳- نزدیک کنکوره... لطف کنید به جهت تشویق یا تحریک یا تنبیه یا هر کوفت دیگه ای به قوم و خویشای کنکوریتون نه دلداری بدین و نه مشاوره. نیازی بهش ندارن تنها چیزی که میخوان اینه که کاری به کارشون نداشته باشید و اصلا فراموش کنید وجود دارن. لطفا مرتب باهاشون تماس نگیرین و توی گوششون نخونید که «من میدونم تو تلاشتو کردی و مطمیبنم نتیجه خیلی خوبی میگیری» هم شما میدونید و هم این دوستان که دارید مهمل میگید. به هرحال گندشون میزنن. پس اجازه بدین که حساسیت ها براشون بالا نره. خیر سرتون شما که دانشگاه رفتین کجا رو گرفتین مثلا؟ نشستین منو میخونید!!!

۴- نظر به اینکه من هم کارمو از دست دادم، هم توی امتحانات خودم شاهکار کردم و هم خیر سرم خیلی توی ماه مبارک سختی کشیدم و هم اساسا خیلی آدم باحال و تو دل برو و خوش پک و پوزی هستم... دوستان از هر طرف فشار آووردن که تشریف بیارید بریم مسافرت خارج از کشور!!! لابد فکر میکنید قراره بریم سوییس یا ایتالیا؟! خیر. هنوز اونقدر اوضام گند نیست که به جهت تجدید قوا لازم باشه تا اونجاها برم. پس دوستان تصمیم بر این گرفتن که تشریفمون ببریم باکو.

القصه سه تا زوج و دوتا دختر بچه در شرف سه سال برنامه ریختند که تعطیلات عید فطر و بعد از اون رو در جوار دوستان سابقا قزاق و حاضرا آذری سپری کنن. در اثنایی که حضرات مذکر و مونث در حال تبادل نظر و رایزنی پیرامون نحوه و چگونگی گذراندن سفر بودند... بنده به دوکار مشغول بودم. اول نگهداری از دختر کوچولوها و دوم دعا در جهت تعجیل عید فطر و برهم خوردن برنامه های سفر! چرا که قراره ویزاهارو یکشنبه بهمون بدن، یعنی همون روزی که میخوایم بریم و در نتیجه اگر روز یکشنبه عید -به حول و قوه الهی و مدد قمر-  اعلام بشه ما ویزا نخواهیم داشت و کلا همه چی میره هوا... 

۹۶/۰۴/۰۳
آقای پدر

نظرات  (۷)

الان که دیگه در سفر هستین و چیزی نمیتونم بگم

پاسخ:
تعارف نکن ، بگو
سلام.3-کنکورمثل ماراتن میمونه تلاش فردرومیطلبه نه شورزدن اطرافیون.
4-داشتن همسفرخوب یعنی بیشترین بهره ولذت روازسفربردن.عمرسفرکوتاهه پس استفاده کن.
لحظه لحظه سفرتون سرشارازخوشی سلامتی ودریافت انرژی مثبت .
پاسخ:
ممنونم 
اگر در سفر راحت بگیریم در هر صورت خوش میگذره
واقعیتش اینکه کنکور خیلی دیگه قول نیست پس نبایدخیلی هم ترس داشته باشه.
خوش بگذره قطعابعداز اینکه تشریف ببری از اینهمه پیشرفت شگفت زده میشی 
پاسخ:
کنکور هنوز هم مهمه. این بچه ها هستن که بی توجهی میکنن و براشون مهم نیست.
البته من اصولا به سختی شگفت زده میشم ولی واقعا امیدوارم اونجا بشم.
این گزینه 4، اینروزا مشمول هممون شده انگار، الان میتونی بیای باهام همدردی کنی چون منم یه بند به طور ممتد دارم شاهکار خلق میکنم



ای مرفه بی درد بلاد کفر رووووو (شوخی کردم بابا امیدوارم چه باکو چه کوبا چه هر جایی، خوش بگذره)
پاسخ:
یعنی میخوای بگی این یه اپیدمی بین وبلاگ نویساست؟ واگیرداره؟
خخخخ... حسودیت شده ها
خوب انگار دعاتون نگرفت یک نبه عید فطر نشد ...
خدایی پیشنهاد خوبی دادی ما که رفتیم دانشگاه چه غلطی کردیم .
بیکاری بددردیه تو میتونی بسازی اقای پدر نگران نباش 
داعش امنیت ذهنی رو برهم زد روان رو به هم ریخت و این بدترین پیامد بود ...
پاسخ:
نه متاسفانه نگرفت.
حالا که من بیکار نشدم هنوز... قرارم نیست بشم.
دقیقا هدفشون هم همین بود
سفر خوش بگذره :))
پاسخ:
تنکیووووو... هرچند چشمم آب نمیخوره
سلااااااااااااااااااااااااااام 
اولم ؟؟؟
۱. منکه کلا دیگه از همه چی میترسم و به همه مشکوکم و به نظرم اکثر ملت  الان قیافه هاشون شبیه داعشی ها شده 
۲.عکاسی حرفه ای عکر خوبیه ...همسرم یه عکاس کاملا حرفه ایه که همین هم باعث شده که بعد ازدواجمون سفر به جاهای ناشناخته و صعب العبور زیاد داشته باشیم 
۳.به ما چه اصلا!!! هر خاکی دوست دارند بریزند سرشون بریزند والا !!! 
۴. عکاسی توی باکو فراموش نشود... منتظر عکسای خوبتون از باکو هستیم بهتر بگم منتظر چهره های خانومای باکویی با داستاناشون هستیم !!
پاسخ:
۱- هدف اتونا هم همین بوده
۲- معلومه در انتخاب همسر دقت لازم انجام دادیا
۳- راستش اونا هم همین نظرو دارن که بزارین خودشون یه گلی به سرشون بگیرن
۴- هاهاهاها... همینم مونده جلوی خانومارو بگیرم و جلوی صورتشون لنزوعقب و جلو کنم!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی