سمفونی مردانه

آخرین نظرات

زن آفریده شد تا دهان مرد مورد عنایت قرار گیرد؟!

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

اول صبحی همکارای هم دفترم، مشاور ارشد دوست داشتنی و معلم ورزش سرشناسمون دورهم نشستن و سر همسرانشون بار گذاشتن و حسابی داشتن کیف میکردن. هردوشون مرافعه های بانمکی توی خونه دارن که هیچ کدوم اصلا جدی نیست و بیشتر بانمک و خنده داره تا تلخ و دردناک. معلم ورزش در نتیجه گیری ای تمام کننده میفرماین: " خدا زنو آفرید تا دهن مردو سرویس کنه... وگرنه ما دویست سال عمر میکردیم!" صرفنظر از طنز تلخی که در بیانش وجود داره، صرفنظر از اینکه من تا همین الان غیر از اینجا در حضور هیچ کسی نه همسرمو نقض کردم و نه مقوله ازدواج، اما این به این معنی نیست که کاملا هم با نظر این دوستان مخالف باشم. کما اینکه ایمان دارم خودشون هم خیلی موافق نظر فانتزی خودشون نیستن و این بحث بیشتر یه جور درددل و تخلیه روانیه یا شاید قمپز در کردن الکی.

القصه فتح الباب شد تا مواردی چند از تجربیات شریف خودم در باب نسوان رو تقدیم حضورتون کنم:

۱- زنها باید بدانند که دوست داشته میشوند اما نباید بفهمند که عاشقشان هستید و تا چه حد دوستشان دارید. در این صورت به جای محک زدن چندباره علاقه شما، سعی در جلب بیشتر علاقه شما میکنند و این عین پیروزی است. به علاوه اینکه مرتب خودشان را برایتان چس نمی کنند که بروید و نازشان را بکشید و از دل کوچک و ساده اشان! در بیاورید. در واقع هر قدر از علاقه طرف مذکرشان بیشتر اطمینان داشته باشند، طناب را بیشتر دور گردن آن بینوا سفت میکنند و به علاوه آزار بیشتری هم میرسانند. پس باید آنها را در برزخی از علاقه و بی تفاوتی (و نه نفرت) قرار بدهید و حالش را ببرید.

۲- جامعه نسوان علاقه عجیبی به مراجعه به انواع و اقسام اطبا و پزشکان از هر سلک و رده ای داره. هنوز نفهمیدم فلسفه این همه مراجعات پزشکی از جانب خانم ها چیه. از متخصص زنان که صرفنظر کنیم میرسیم به متخصص پوست و مو، غدد،‌ چشم پزشک، روانکاو و مشاور،‌ فیزیوتراپ و ... این لیست همینجور ادامه داره. تازه من از مراجعات مربوط به لب و گونه و سینه و باسن و چندجای دیگه اجتناب میکنم. لطفا ربطش ندید به تاهل و آقایون. اتفاقا اینجور مراجعات بین خانوم های مجرد از رونق بیشتری برخورداره.

۳- شم اقتصادی؟!! این دیگه خیلی جالبه. یا اساسا هیچ بهره ای ندارند و یا... نه،‌ اصلا یا نداره. بعضیاشون عین دارایی هر ماهه اشون رو به انحاء مختلف،‌به روا یا ناروا،‌ خرج میکنن و برخی دیگه اونقدر به آینده و پس انداز و استقلال مالی فکر میکنن که ادم حالش از ریخت فعلیشون بهم میخوره. اصولا یه وقتایی از سوراخ سوزن رد میشن و گاها از در دروازه به سختی. خلاصه اینکه نمیدونن کی و چه جوری باید هزینه کنن که هم از حالشون لذت ببرن و هم نگران عاقبتشون نباشن.

۴- اصولا خانم ها رو میشه به دودسته جانور تشبیه کرد.... اووومممم، نه. بد گفتم. میشه اخلاق جامعه نسوان رو با خصوصیات دودسته جانور که از قضای روزگار با «گاف» شروع میشن توصیف کرد. دسته اول جمعیت گوسفندی هستن. اونایی که اصولا اراده و اختیاری از خودشون ندارن و در تمام مراحل حیاتشون وابسته به تصمیم گیری های مذکران دوروبرشون هستن. ابتدا پدر و برادر در محله بعد نوبت به همسر میرسه و دست آخر این فرزندان عموما ذکور هستن که برای اون ها تعیین تکلیف میکنن. این دسته اساسا تصمیم نمیگیرن. یعنی اصلا دلیلی نمیبینن که تصمیم بگیرن. چه کاریه اصن. دسته دوم که از اینم هیجان انگیزتره گروه گاوها هستن. این دوستان اتفاقا همه چیز رو خیلی بهتر از گروه اولی درک و کشف میکنن و اتفاقا قدرت انتخاب و تصمیم گیری هم دارن. اما مساله اینجاست که درست تصمیم نمیگیرن و کلا تصمیم گیری هاشون از مسیر احساسات و قلب عبور میکنه تا عقل. درواقع درست و نادرست رو میدونن اما بازم کار خودشون انجام میدن. از این دست: «میدونم گاهی مواد میزنه اما چکار کنم؟ دوسش دارم و باهاش ازدواج میکنم...» یا «میدونم با این ناخنا سر کار چپ چپ نگام میکنن اما خداییش خشگله،‌ حیفم میاد پاکش کنم!» یعنی گاوها در بیشتر موارد چه ساده و ایتدایی و چه غامض و سرنوشت ساز راه دل در پیش میگیرن. مخلص کلام اینکه علت اینکه در خانم ها بیشتر افسردگی و اضطراب دیده میشه بواسطه جبر مردانه دوروبرشون نیست. از سلک حیوانی اونها نشات میگیره.

۵- پیروی بند بالا باید عرض بکنم که بی دلیل نیست که هنوز هم جامعه از دیدن زنان قدرتمند و کاربلد و توانا،‌ اون دسته ای که توان مدیریت و حتی رهبری دارن دچار شگفتی و حیرت میشه... بخصوص خود زنان.

۶- سکس!!! من هنوز درک درستی از تعبیر و نگرش زن ها از این موضوع ندارم. اما اینو میدونم که در جامعه ما دستکم، برای خانم ها حکم حربه و شیوه تقابلی رو داره. برای بیشتر زنان ما بخشی از زندگی نیست و اصلا حتی پسندیده هم نیست و اخ و بد و پیف و عیبه! این ریشه در بافت فرهنگی و تاریخی ما داره. جز در ابتدای ازدواج (یا رابطه!) مفهوم نزدیکی برای زن متفاوت با سازوکار اصلی و حتی لذتجویی، به نظر میرسه. کار به جایی میکشه که برای حفظ دوست پسر،‌ جلب توجه رییس و کارفرما، گرفتن امتیازات بیشتر (همون خر کردن) از همسر،‌ بچه دارشدن، کسب درآمد و حتی... حتی تمکین نسبت یه همسر (که ظاهراتعابیر شرعی هم راه اونو باز گذاشته!!) مورد استفاده قرار میگیره. خب سخت در اشتباهید. هر سکسی که جز به جهت لذتجویی و تامین نیاز فطری انجام بگیره و قصد و منظوری متفاوت رو دنبال کنه هیچ تفاوتی با فاحشه گری نداره! حتی در ارتباط زناشویی. البته اعتراف میکنم نیاز به پیرنگ عاطفی بین طرفین جزو واجباته، وگرنه میشه هوسبازی. شاید همین فلسفه فوق باعث میشه ما مرد هرزه رو هوسباز و زن هرزه رو بدکاره به حساب بیاریم. چرا که مرد به حهت تامین نیاز طبیعی اش از راه غیر اخلاقی اقدام میکنه و زن به جهت کسب مزایای گوناگون. در این مورد حرف زیاده اما نه من حس گفتنش رو دارم و نه شما خیلی حال شنیدنش...

۷- یکی از عجایب روزگار اینه که چه مرد و چه زن گپ زدن و دوستی و حتی درددل با خانم ها رو بیشتر میپسنده اما وقتی پای کار و عمل میرسه هر دو جنس از فضاهای مردانه بیشتر لذت میبرن! اصولا کار کردن با مردها برای هر دو دسته بسیار ساده تر و روون تر به نظر میرسه تا خانم ها. حتی برای خود خانم ها.


پی نوشت:

- جسارتا عرض کنم من ابدا منظورم این نیست که خانم ها خدای نکرده و زبونم لال گاو و گوسفندن. بلکه قصدم این بود که خصوصیات اخلاقیشون رو به جهت گویایی بیشتر با این نمادها تعریف کنم. کما اینکه برای مردها هم از دو نماد حیوانی «خ» دار یعنی خروس و خوک استفاده میکنم. حالا اگر بازم دلتون راضی نمیشه و فکر می کنید بهتون توهین شده، طوری نیست. به جای بدوبیراه به من تلاش کنید تا شما اینجوری نباشید...

- همه شما در مورد تک تک این بندها استثنائاتی رو دوروبر خودتون و حتی خودتون شاهد هستین. فراموش نکنید که این ها موارد کلی در جامعه هستن و نه اصل غیرقابل نقض. پس با این دید اون هارو بررسی کنید

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۶/۰۲/۲۵
آقای پدر

نظرات  (۲۰)

خب مساله اول قبل از شماره یک شروع میشه. بزرگترین مشکل خانوم ها. هزاران بار به شکل های مختلف غیر جدی بودن بحث رو بیان کردی، که فانه، فانتزیه، و ... اما باز هم زن ها موضع می گیرن. گوش و چشم بسته و دهان باز!
۱- این که اگر بفهمن دوستشون داری طناب میندازن و دست و پای بسته رو موافقم. نه تنها موافقم که حس می کنم. جای طنابش دور گردن و دستم هست! اما اینکه راهش چیه نمیدونم. خب بی تفاوتی هم باعث اذیت زن می شه و هم حداقل در مورد همسر من عکس العمل و تذکرات شفاهی جدی در پی داره. و نه اصلاح اخلاق طناب اندازی
۲- خب این مورد تقریبا در مورد نزدیکان من صدق نمی کنه! در واقع همسر رو باید مجبور به مراجعه به پزشک کنم. شاید برای خانوم های خونه دار اون طور باشه
۳- در مورد مسائل مالی آره، شم اقتصادی ندارن. شاید چون دور همی های زنونه هیچ حرف اقتصادی ای زده نمی شه که این حس درونشون تقویت و تربیت شه. ولی انصافا بعضی هاشون به طرز وحشیانه ای ( الان به خاطر استفاده از این کلمه احتمالا به خیلی ها بر می خوره و از این به بعد رو با غرض می خونن ) خرج می کنن. کافیه فروشنده یا دوست یا حتی رهگذری بگه این کالا خوب یا خاصه
۴- این پاراگراف در مورد خصوصیت اخلاقی کاملا درسته و من البته با به قول شما گاو سر و کار دارم. هرچند مقایسه این روحیات با روحیات حیوان ها محرک خیلی منفی ای می تونه باشه برای موضع گرفتن خانوم ها. درست بودن این مقایسه رو رو نمی تونم تشخیص بدم. چون علاقه ای به حیوان ها و شناخت اون ها ندارم. 
۶- واقعا این عامل بدبختی مرد ها و حتی خود زن هاست. برای بسیااااری از زن ها دقیقا وسیله است. نه همیشه، اما حتما پیش اومده براشون. شاید حتی هیچ اتفاق شدیدی (!!) هم نیوفتاده باشه، اما حتما اتفاق افتاده. به شکل های مختلف. حتی ممکنه اولش با نیت لذت و عشق بوده، اما بعدا چماق شده و ابزار و سرکوفت. البته از تقصیر خود مردها هم نباید گذشت که تسلیم میشن. و البته از این تابو سازی جامعه
۷- اصولا زن ها برای تخلیه روانی و احساس مناسب هستن و مرد ها برای رفاقت و عمل. اما برای تخلیه روانی باید مراقب باشی. امان از روزی که زنی که از درونیاتت خبر داره، بخواد از اطلاعاتش سو استفاده کنه. به کثیف ترین شکل تا تهش میره
باز هم تاکید می کنم که پی نوشت هیچ ارزشی نخواهد داشت. چون احتمالا چشم و گوش های بسته و دهان های باز اون رو نخواهند دید.
پاسخ:
اخییییییشششش... چقدر لذت بردم. اصلا من و تو باید یه سندیکا تشکیل بدیم جلوی این جماعت وبلاگی زنونه. 
از شوخی گذشته باید گفت شاید بیشتر اقایون - اگر نخوام بگم همه شون-  با بند بند این پست موافق هستن. اصلا این پست از جمعبندی نظرات اونها بوجود اومده.  اما اتفاقی که اینجا افتاد متفاوت با نیت و قصد و منظور من بود. بیشتر دلم میخواست بخشی از دیدگاه جاری مردان درباره زنان رو عنوان کنم اما ظاهرا چشم و گوش ها بسته و دهان ها باز شد. حق داری. کسی به پینوشت توجه نکرد.
ممنونم یک مرد جان. 
این نظرات تابان رو یه روانشناس گفته.وای به روزی که بگندد نمک
وبلاگتون روپاک کرده بودم.چون حس خوبی بهم نمیداد.امروز که از وبلاگ نازلی اومدم اینجا دیدم که ماه از پشت ابر بیرون افتاده بیرون.کلام هرکسی بدجور پته وجودی آدم رو میریزه بیرون.این دفعه که از دستت در رفت.مراقب دفعه های بعدی باش که این حجم از ناآگاهی نزنه بیرون

پاسخ:
شما خوبی
در مورد اینکه همیشه مثال نقض هست باید بگم که
یه گروه سومی از خانم ها هم هستن که اتفاقا اونا هم حیوونشون با "گ" شروع میشه، اونم گرگه! وظیفه ی اصلی این دسته از خانم ها اینه که دهن آقایون رو مورد عنایت قرار بدن، منطقی هستن، پیرو عقلشون، به وقتش هم از قلبشون استفاده می کنن. درآمد دارن و هم خوش پوش و شیک پوشن و هم برای آیندشون پس انداز می کنن.
نمونه ی این خانم ها کم نیستن، اگر خواستید مثال هم میتونم بزنم.
پاسخ:
خب اینا که خیلی هم خوبه. اصلا امیدوارم همه همینجور باشن. ولی نفهمیدم اون وظیفه اصلی چه ربطی به اون خصوصیات حسنه بعدی داره؟ اتفاقا هر مردی چنین توقعی از همسرش داره. در ضمن از اون وظیفه اصلی بگذریم باقیش به بزرگه من میخوره.
به نظر من حرفایی که زدی ،ما خانوما هم درمورد شما مردا دقیقا همین نظراتو داریم .که تاوقتی ندونین آدم دوستون داره تلاش میکنید و بعدش که مطمین شدین ،باعرض معذرت جفتک اندازی شروع میشه .درموارد دیگه هم نمیشه گفت فقط خانما یا اکثرخانما اینگونه ان.خیلی از آقایون هم این مدلی ان مثلا دکتر رفتن .درمورد کارکردن هم باید بگه بشخصه معتقدم آقایون از خانما خیلییییییییی خاله زنکترن .چیزی که من باتمام وجود در محیط های کاری درکش کردم
پاسخ:
دقیقا همین نظرات؟!!
بنفش جان واقعا مردها خاله زنک تر نیستن. اتفاقا چون نیستن و این مختص خانم هاست وقتی میبینید رفتار مشابهی در موقعیتی از مردی یا مردهایی سر میزنه براتون جلب توجه میکنه و حتی از کشف تازه اتون ذوق میکنید!
سلام
مطلب تون رو خوندم، دو بار.. البته نه به جهت جذابیتی یا عنصر درگیرکننده ای، چون ساده و تکراری بود و همه ی این حرف ها رو به انحاء گوناگون شنیدم و حتی زیسته ام. مواردی که گفتید تقریبا همگی مصداق دارند و درست اند، برخی ها بیشتر و برخی ها کمتر. این بستگی به اجتماع اطراف هرکسی می تونه کم و زیاد بشه. دو بار خوندم چون بار اول بغض کرده بودم و نمی تونستم حرفی بزنم، اما امروز دوباره یه نگاهی انداختم و خوندمش..
حرف خاصی هم ندارم البته، فقط اینکه عمده ی چیزها محصول تربیت است، و اصولاً انسان از بی تربیتی است که رنج می برد. فقط اینکه من به خودم قول دادم دخترم و همچنین پسرم رو درست تربیت کنم، و خواستم بگم میدونم که یه فندق تو خونه دارید و خواهش می کنم به عنوان یک دختر، دخترتون رو درست تربیت کنید و اگر پسری داشتید اونو هم درست تربیت کنید هر کدوم از ما می تونه یه دونه از این مصداق های اشتباه رو توی دنیا کمتر کنه.. یه دختر اون شکلی که شما فرمودین، و یه پسر فلان و بهمان شکل که من می تونم ازش لیست دربیارم.. این دختر و پسرهای اشتباه محصول بی تربیتی والدین شون، بعضا جامعه و فرهنگ و.. هستن و هیچ دردی از این بزرگتر نیست. 
پاسخ:
ممنونم از دید وسیع و روشن و البته طنز نقادانه پنهان در نظرتون.کاملا باهاتون موافقم.
بحث این پست هم طرح مساله بود و نه رای نهایی صادر کردن. اگر دقت میکردید در بیشتر این نوشته من این امر مشخص بود. ممنون میشم بازم برای من کامنت بذارید. 
اینهمه زن ستیزی شما از کجاست؟ از چیه؟ اصلاً چرااااا؟؟؟
چرا همه را مثل هم می بینید؟؟؟
اصلا هیچ حرفی ندارم. درعین اینکه چون خیلی دیر اومدم، پست نازلی را خوندم و خب خیلی از نظرات منو گفته بود و نمیخوام تکرار کنم.
اما با این دیدتون برای زنای دوروبرتون و خصوصاٌ همسرتون، خیلی خیلی دلم میسوزه. خییییلی...
http://rooznegareman.blogsky.com
پاسخ:
البته من راه رو برای اینکه نشون بدم همه مثل هم نیستن باز گذاشتم. به مورد ۵ و همچنین پی نوشت توجه کن. اما باید پذیرفت که جو عمومی جامعه ما -ونه فقط یک شهر- با این خصوصیات قابل تعریفه.
به علاوه قضاوت کلی درباره نوشته من و با یه برداشت کلی و نه مصداقی ، صرفا و صرفا برای شما و بقیه دوستان هم نظرتون بواسطه این اتفاق افتاده که این مختصات ارائه شده باب طبعتون نیست.
سلام...
هیچوقت دوست ندارم، کامنت اولی که در یک وبلاگ میزارم، ناخوشایند باشه...اما وقتی اولین پستی که در یک وبلاگ می خونی، ناخوشاینده، طبیعتا چیز خوشایندی برای ارائه نداری...

چیزی که نوشتی، سطحی ترین و پیش پا افتاده ترین، برداشت از وجودِ یک زنِ...توقعی بیش از این هم نیست...هرکسی به اندازه ظرفیت وجودی خودش میتونه از چیزی خودش رو سیراب کنه...درجه سیراب شدن شما هم در همین حدِ...بلاخره شُل مغزی بعضی از آدما همینجاها خودش رو نشون میده...یکی میشه نادر ابراهیمی و ظرف وجودیش بی نهایت و لذت از زندگیش بی حد...یکی هم میشه آقای پدر و ظرفیتش در حد آفتابه...
پاسخ:
ممنون که منو خوندین و نظرتون گفتین. فقط ایکاش به جای نقد خود من، مطلب منو نقد میکردین. 
دلت پره ها .خخخخخخ
پاسخ:
اتفاقا نه، خصومتی هم ندارم.
سلام آقای پدر. واقعا من یکی رو نا امید کردی.  فکر نمیکردم که اینقدر سطح پایین صحبت کنی و همون حرفایی که مردا تو محفلای خیلی کلاس پایین میگن رو تکرار کنید. واقعا اگه در محفل مردای فرهنگی و فرهیخته اینجور حرفا رد و بدل میشه که باید فاتحه همه چیز رو خوند. واقعا متاسفم....
پاسخ:
هاهاها... البته من اطلاع دارم که خانم ها هم درمحافل خودشون در مورد چه چیزهایی صحبت میکنن، پس لطفا اینجوری نفرمایید. به علاوه من در اون بحث اصلا وارد نشدم و فقط شنیدم.
بعد هم اینکه مساله ای باب طبع شما نباشه دلیل نمیشه که اولا اشتباه باشه و ثانیا سطح پایین باشه.
خب منم اومدم بحث 
1- این گزینه بیشتر به نظرم خنده دار اومد. در واقع بیشتر شبیه حرفهای خاله خان باجی و عمه بلقیسی بود تا نظر یک روانشناس. و بیشتر از عدم شناخت آقایون نسبت به روحیات خانمها میاد. زنی که زاده شده که مادر بشه یعنی عشق در وجودش نهادینه شده پس هیچ زنی با بخشی از وجودش ناسازگاری نداره! نتیجتا بهتره بدونه عاشقش هستن. زنی که کمبود عشق داشته باشه یا خائن میشه یا افسرده و سرد (تعدادشون زیاده اینروزا به خاطر همین تفکر غلط)
2- در مورد جامعه آماری مورد تحقیقت مطمئنی؟ یعنی این آمار معتبره؟ شاید چون خودم و خیلی از اطرافیانم از دکتر و طبیب بیزاریم این رو میگم. از یکسری از دافهای تو خیابون بگذریم که دائم پیش متخصص زیبایی هستن اما بقیه....
البته اگر هم درست باشه با توجه به اینکه زنها از لحاظ فیزیکی بیشتر آسیب میبینن طبعا این نیاز هم بیشتره. خیلی هم غیر معمول نیست که مخصوصا زنان متاهل بعد از زایمان سیستم بدنشون.... خب آقایون هم اگر میزاییدند قطعا خیلی آسیب میدیدن.
3- اگر منم بخوام خاله خانباجی حرف بزنم تا بوده میگفتن زنها زندگی جمع کن هستن و پس انداز کن. شم اقتصادی فقط پول درآوردن نیست توانایی نگهداریش هم هست.
4- گاو و گوسفند حیوانات مفیدی هستن. خیلی هم بد نیستا.... خانمها اینقدر موضع به حیوانات نگیرین. این بخش رو سعی کردم طنز بخونم که نخوام مغرضانه چیزی بگم.
5- همینه
6- چون تجربه شخصی ندارم اصلا نظری هم ندارم.
7- متاسفانه....
پی نوشت:
خودمونیما اگر این بخش رو اضافه نکرده بودی بهتر بود. همچین بحث داغ میشد و دعوا بالا میگرفت که هر چی هم تخمه میگرفتیم افاقه نمیکرد.
یحتمل باید با شیلنگ آب میومدیم خون مبارکتون رو از وبلاگ وزینتون پاک میکردیم.

***هم خانمها میتونن از آقایون انتقاد کنن هم آقایون از خانمها، اینکه چیز بدی نیست! انتقاد نشون دهنده توهین به طرف مقابل نیست. این یعنی وجود تفاوت بین زن و مرد که خیلیهاش عریزی و غیر قابل تغییره. گاهی فقط تفاوتها بیان میشه همین، زیاد پیچیده نیست

زیاده عرضی نیست
تمام.
پاسخ:
کلیشه! اینکه چیزی رو زیاد و به کرات شنیده یا دیده باشی و یا انجام شده باشی، تاثیری در درستی یا نادرستی اون نداره. شاید بهتر بود به جای لفظ خاله خانباجی از اون واژه «کلیشه» استفاده میکردی. یعنی مساله درست، رایج و تکراری. صرفنظر از اون، من، ما سر این موضوع کاملا توافق داریم. ببخشید که به مذاق شما خوش نیومده.
۲- این فقط یه سوال بود و ابدا نتیجه گیری ای در کل این مورد وجود نداره.
۳- باشه.
۴- طنز؟! پس طنز تلخی بود.
۵- خدارو شکر سر یه موضوع توافق داریم.
۶- پس حتما بخونش. اینجا درباره دید و نگاه نسبت به سکس صحبت شده. تو در تجارب شخصی اینده بهتر باش.
۷- شد دو مورد توافق.
پی نوشت: باهات موافقم. همین پی نوشت ها منو نجات داد.
اینجا و در کل پست قضاوتی مطرح نمیشد و حتی انتقادی هم نبود. بیشتر طرح مساله به جهت تفکر بود. 
از اون گذشته دستکم در دنیای وبلاگ پیکان انتقاد به طرز دهشتناکی به سمت اقایونه.
حالم از نوشته هاتون بهم خورد، و ایضا از خودتون و همچنین از خانمهایی که نوشته های سخیف شما رو تایید کردند
پاسخ:
کاش دلیلش هم میگفتید
حالا هم طوری نیست. فقط کافیه دیگه منو نخونید. رفلکس معده تون هم خوب میشه!!!
کتاب و فیلم به اندازه کافی برام هست.  اما نوشته های آنلاین و متغیر یک چیز دیگه اس
بعدشم اگه برم سراغ کتاب اونوقت دیگه قایمکی و هیجان دار نمیشه!!!
یه لذتهایی هست که مختص یک آدمه شاید شما درک نکنی لذتهای منو!
پاسخ:
والا چی بگم. فقط من به قدر کافی خواننده خاموش و یواشکی و قایمکی دارم. شما لطفا فلاشر بزن
کاملا زدی تو هدف.به عنوان به زن اکثر قریب به اتفاقشو قبول دارم.
پاسخ:
آمین. ممنون که موافقتتون اعلام کردین،  بعضیا رساله نوشتن در مذمت بنده!
فوق العاده با این نوشته خندیدم و لذت بردم :))) مخصوصا عنوان متن!
خب متاسفانه باید بگم نود درصد و یا حتی بیشتر از نوددرصد حرفهاتون درسته!
البته من نمیتونم بگم کجاش غلطه چون واقعا غلطی پیدا نکردم اون چند درصدم محض
احتمالات و احتیاط خالی میذارم برای غلط بودن،
فقط یه کوچولو گزینه شش همه ی خانم ها را در بر نمیگیره ولی خب اکثریت بر اساس شواهدی که دیدم  همینطورن و معامله ای پیش میرن.
امروز داشتم با خودم میگفتم کاش یک وبلاگ پیدا میکردم که قایمکی ( خاموش) بخونمش و کیف کنم. ای کاش از خدا یه چیز دیگه میخواستم!

پاسخ:
ممنون ماریای جدید. طبیعتا همه حرف های من در مورد همه زن ها درست نیست اصولا وقتی درباره انسان حرف میزنیم همه چیز با کمی احتمال خطا همراهه و شامل حال همه نمیشه.
در مورد شش هم من اتفاقا خیلی درباره خانم ها حرف نزدم بلکه تعریفی ارائه کردم که خواننده ام تجدید نظری به روابط جنسی اش داشته باشه. اما دقیقا درست میفرمایید.
امروز دنبال یه وبلاگ میگشتین که خاموش بخونین؟ خب مگه مریضی!؟ اگه میخوای خاموش باشی برو کتاب بخون یا سینما برو.... چرا قایمکی آخه؟
من تازه واردم
خیلی میتونم بحث کنم
اما فعلا ترجیح میدم فقط گوش بدم
پاسخ:
تیلو تیلو جان به نظر خودت تازه واردی ولی اینجا برای همه و حتی من معرف حضور هستی. بیشتر از یکساله.
۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۹ مامان محمدامین
کاش اون پی شت رو نمی زدی...می رفت که پست جنجالی سال بشه این پست
پاسخ:
راستش اول نزده بودم ولی دوستی که خیرخواهه زد پس کلم. مجبور شدم تعدیلش کنم.
۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۱ مامان محمدامین
دهنم رو سرویس کردید کله صبح....
۱-این نسخه رو احیانا در بدو تولد جنس ذکور،شیطان در روحش ندمیده که همه ی مردها بهش عمل می کنند؟
۲-به شخصه با دومی اصلا حال نمی کنم.
۳_با مورد سوم کمی موافقم که زن ها شم اقتصادی ندارند.
۴_ ما زن ها عمرا حریف حیوانات ناطق مذکر بشیم....زبان در کام فروهشتن به صواب نزدیک تراست.
۷_مورد هفت که عجیب به واقعیت نزدیکه...واقعیتش اینه که در محیط کار زنونه زن ها هوای مردها رو بیشتر دارند تا همجنس خودشون....عین من وهمسرجان که در مرکز ما به ایشون صبحانه کاری میدهند ولی من تا ظهر رمقم گرفته میشه..

۵_جامعه دچار حیرت میشه ولی مرد خونه دلش نمیخواد سر به تن زن زرنگ تر ازخودش باشه....منعشون نکنی قلم پای زن رو میشکنند تا زمینگیر بشن...زن هم از ترس همه ی استعداد ش رو بروز نمیده تا به اقای خونه برنخوره مانع فعالیت هاش بشه.
۶_منم حسش رو ندارم....چون دراین گفتمان غالبا مغلوبم.
اقا من از بس با حرص خوندم وجواب دادم شماره هام جابجا شده...خخخ

پاسخ:
والا من کاری به دهن بقیه نداشتم ها. کلا من ادم حرف نیستم، با اینکه کارم حرف زدنه.
۱‌- خیر، دستورالعمل رابج و جاری در زندگی نسل بشره. شیطان آخه؟ شیطان مرد رو هم از طریق زن فریب میده، حتی اون موقع که فقط یکی از هرکدوم وجود داشت.
۲- حال نمیکنی ولی انجام میدی. به جون خودم.
۳- خداروشکر، داریم به توافق میرسیم.
۴- هاهاهاها... جان من خودت باورت میشه که حریف مردها نشین؟!
۵- نمیدونم والا. ولی من پای همسرم نشستم تا ارشدشو تکمیل کنه. حالا بقیه رو نمیدونم.
۶- خب تو از همین الان موضع خودتو‌ مشخص کردی. سرررررد! خخخخخخخ
۷- دیگه اینو باید بین خودتون حل کنین.
حرص چرا؟ تا بوده و هست حقایق خیلی خوشایند نبوده. رها کن و بگذر مامان جان

کاملا یه طرفه و بی اساس زن ها رو مورد ارزیابی قرار دادید ....شما فقط براساس دنیای اطرافتون و زن هایی که دیدید و نصفه و نیمه شناختید این ارزیابی رو انجام دادید ... اگه به جای اینکه این همه وقت رو صرف تحلیل زن بکنید صرف شناخت دقیق ترش  میکردید الان به نتیجه بهتری رسیده بودید 
شما حتی شناختی از بزرگه  و راه های نزدیک شدن بهش ندارید و کاملا ازش دور شدید اون چیزی که خیلی حرصم رو درمیاره اینه که راه های نزدیک شدن بهش خیلی راحت و آسونه ولی شما نمیخواید امتحان کنید و شرایط فعلی تون رو قبول کردید شاید هم کار درست رو شما میکنید و من نمیدونم ... الان فسقل ام نق میزنه اصلا  اجازه نمیده ببینم چی مینویسم شاید بعدا توی یه کامنت دیگه بیشتر توضیح بدم 
پاسخ:
بیا منو بزن...
رز عزیز بی اندازه داری تند میری. فکر میکنم بیشتر از اون احساساتی شدی که بتونی با دید باز و کمی عمیق تر پست منو بخونی. متاسفم اگر برات خوشایند نبود.
لطفا شما اون راه ها رو بهم بگو. دلیل نداره که چون برای شما کاملا روشن و واضحه برای من هم همینطور باشه. به علاوه بپذیر که شناخت شما از ما و زندگیمون خیلی گنگ و مبهم و حتی نادرسته... نمیدونم شاید تو اتفاقا خوب درک کرده باشی. نظری ندارم
باز رفتی تو پوست کرگدن؟:)))))
خیلی جای بحث داره این پستت اما...
شاید یه زمانی نشستم کلی باهات بحث کردم اما اینروزا مخم توان بحث نداره
شما درست میفرمایین
احتمالا کامنتای جالبی این پست بگیره یادم باشه برم تخمه بخرم و برگردم حتما کامنتا رو بخونم
پاسخ:
پوست کرگدنم؟ راست میگی ها...
خدارو شکر که مخت ناتوانه.
اتفاقا اون پی نوشت هارو زدم که یکم کامنت ها تعدیل بشه. هرچند کلا هم هر ناخوشایندی به معنی نادرستی نیست. شما اما تخمه تو بشکن
مردهای ایرانی موجودات جالبی هستند! اغلب مردهایی که سرشان به تنشان می ارزد موقع انتخاب پارتنر، دوست دختر یا همسر، سراغ گزینه ای می روند که به نسبت خودشان از هوش، درایت، تحصیلات، قدرت و توانمندی کمتری برخوردار باشد، محجوب، ملایم، صورتی!!!! ظریف و متکی باشد و نیازمند حضور قدرتمند و مردانه ی ایشان!!! اما زمانی که رابطه جدی و طولانی می شود این انفعال و عدم استقلال برایشان ملال اور می شود و بی درایتی زن به کم عقلی، محجوب بودنش به سردی، متکی بودنش به ناتوانی و ظرافتش به نقص تعبیر می شود
مردها و زنهای ایرانی نمی دانند همراهی و همسری چیست. نمی دانند میل جنسی در زن اگر به شدت مرد نباشد کمتر نیست. نمی دانند طلب هم آغوشی از سوی زن دلیل بر وقاحت نیست. نمی دانند در انتخاب پارتنر باید فردی با توان فکری خودشان را انتخاب کنند تا به جای باری بر دوش همراهی در کنارشان داشته باشد. چنین می شود که در اغلب موارد مردان ایرانی قابل تحمل تر از همسران خود هستند!!! 
امضا: یک زن، متاهل، سی و پنج ساله. در سن 24 سالگی به همسرم که هم دانشگاهیم بود پیشنهاد دوستی دادم، 6 سال دوست بودیم، به اصرار من در دوره دوستی رابطه جنسی داشتیم، با اینکه مطمئن نبودیم که قراره ازدواج کنیم!!! در 30 سالگی ازدواج کردیم و تا اینجا همراهان خوبی هستیم. در مدت دوستی همسرم کارشناسی ارشدش رو گرفت و من همچنان دانشجوی دکترا هستم! هر دو شاغلیم. هنوز نمی دونیم قراره بچه دار بشیم یا نه! دائم با هم حرف می زنیم، گاهی بحث می کنیم اما در انتهای بدترین دعواها که معمولا سالی دو بار پیش میاد ساکت میشینیم، فکر می کنیم و اونی که بیشتر مقصره عذرخواهی می کنه! و اون یکی هم البته طلب مغفرت داره!!! خانواده هامون خط قرمزمون نیستن، ما همدیگه رو دوست داریم و هردومون بعد از آشنایى ادمهای بهتری شدیم! به نظرم ازدواج درست اونه که فرد رو آدم بهتری بکنه
پ.ن: همسرم بدون شعار و شعر آدمیه که در عمل روشنه، من مرد درستی رو انتخاب کردم و اون هم به زن درستی اعتماد کرد. همراه و همسرتون رو بر اساس معیارهای درست انتخاب کنید تا خسته و درمانده نشید و از جنس مخالف دلزده! 
پ.ن: از طلا، جواهر، دماغ عملی، پروتز، آرایشگاه زنانه و دکتر بیزارم! هرگز زیبا نبودم اما در همان زمان که به همسرم پیشنهاد دوستی دادم از طرف سه نفر از هم دانشگاهی ها پیشنهاد ازدواج داشتم، پس فکر نکنم با معیارهای عام چندان عجایب باشم!!! 
پ.ن: درست انتخاب کنید، ما خودمان تنها مسئول زندگی و انتخابهایمان هستیم، باور کنید.
خییییلی حرف زدم، شرمنده
پاسخ:
اون پاراگراف اول یکی از ساده لوحانه ترین، سطحی ترین و عامیانه ترین چیزهایی بود که تا حالا شنیدم. یک تبعیض جنسیتی محض. تقریبا هر جور سلیقه ای در انتخاب همسر و دوست دختر وجود داره که کاملا وابسته به طرز نگرش، نوع زندگی و تربیت افراد میشه. به هیچ عنوان هم مربوط به زن یا مرد بودن نمیشه. ایا شما میتونید بگید که تمام دختران صرفا دارایی یا اندام ورزیده مرد براشون ملاک ازدواجه؟ (اون کلمه صورتی هم بامزه بود)
از توصیف کوتاه و دلچسبی که از زندگیتون کردید لذت بردم. به علاوه تعریفت از ازدواج درست، که کاملا باهاش موافقم. میتونم بگم هرچیزی که درباره زندگی شخصیت گفتی قابل تحسین بود، بخصوص خودت
اون پی نوشت ها هم شبیه وصیت مادربزرگ ها یا نصایح مشاورین خانواده بود. و صد البته صحیح 
ممنونم که برام وقت گذاشتی، خوندی و بدون فروتنی خودت زندگیت و نظرت رو تعریف کردی. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی