سمفونی مردانه

آخرین نظرات

شما بگویید...

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۱۴ ب.ظ
از یه دوست خوب، از یه خواننده محترم خواستم که تحلیلی از من بده. در واقع تحلیل که نه. راستش مدتی بود متوجه شده بودم که با گوشه و کنایه و خیلی سربسته میخواد منو متوجه مساله ای بکنه. دست آخر خودم ازش خواستم راحت حرفش رو بزنه. خب ایشونم زد اما نه خیلی راحت. درواقع همونطور که انتظار میرفت خیلی محترمانه و مودبانه تحلیلی انجام داد و انتقاداتی مطرح کرد و از دید یک زن پیشنهاداتی مطرح کرد. تصمیم گرفتم اینو اینجا بزارم. کلیت حرف درست و منطقی و آموزنده است. حیف بود که شما نخونیدش. اما امیدوارم دوستان دیگه هم با الگو قرار دادن ایشون در این زمینه، در مورد من و زندگیم، بخصوص اون قسمتش که به همسر مربوط میشه، نظرات خودشون رو بگن. همیشه که نمیشه من حرف بزنم و شما یاد بگیرید. والا...

جناب پدر، اتفاقاً یه چیزایی تو ذهنم بود اما روم نمیشد بگم چون شما خودتون استادین. ولی من موندم، ماها کلی از روانشناسا کمک می گیریم برای ترمیم ارتباطاتمون اونوقت شما خودت اییییینهمه مشکل پیدا کردی و از خانمت دور شدی؟! واقعاً موندم!!!
نمیخوای هیچ تلاشی درخصوص ترمیم رابطتون بکنی؟ تاکی میخوای برای خانمت یه دوست باشی یعنی اصلاً تا کی میتونی اینطوری باشی؟ نکنه به یه نوع دیگه ای مثل اون دوستت که میخواست خانمشو وادار به خیانت کنه شمام میخوای اونو ذله کنی تا خودش بذاره و بره! انصافه؟ اونم برای کسیکه عااااشقش بودی و عاشقت بوده!
خلاصه...
من از کار شما مردا سردرنمیارم اما چون از کار خودمون سردرمیارم یه چیزی را یواشکی بگم خدمتتون. شاید کمکی کرد بهتون.
ما زنا وقتی از مردمون ناامید میشیم بازی زن سردمزاج را راه میندازیم. میدونم که خوب میدونین چی میگم و اگرم خدای نکرده نمیدونین به کتاب بازیها اثر اریک برن مراجعه کنین.
بنظر برای مردا خیلی بازی بدیه ولی بنظر من برای خود زنا کشندس و اونم بخاطر اینه که میخواد ازطرف مردش دوست داشته بشه و این دوست داشتن به روش آورده بشه. اصلاً کل بدخلقی و نارسایی رفتاری خانما بخاطر همینه و شما مردا که منبع نیازین و اینو خودتونم میدونین و گفتین چرا این نوازش و ابرازعلاقه را دریغ میکنین؟ چرا؟؟؟؟؟!
اگه این نیاز زن را بصورت درست نه بصورت امتیاز دادن و گرفتن که روش اغلب شما مرداس، انجام بدین خانمتون جذابترین و شیرین ترین و ماهرترین معشوقه دنیا میشه اما شماها نمیخواین خانمتون را شارژ کتین درصورتیکه تواناییشو درحد عالی دارین یعنی خدا این قابلیت را به مردها تا آخر عمر داده. اینکه کجای کار میلنگه نمیدونم.
چیزیکه خودم تو اطرافیان و زندگی خودم یاد گرفتم اینه که غرور لعنتی مردها این اجازه را بهشون نمیده و بقول عامه عمری زنشونو تشنه نگه میدارن که مبادا زنشون پررو بشه درصورتیکه سخخخخخت دراشتباهین و فقط همسرتون که یک زن با قلبی حساسه را از خودتون بشدت میرنجونین و چون شرم و حیا بهشون اجازه نمیده که حتی این غصه را تخلیه کنن، روز به روووووز ازتون دورتر و دورتر میشن تاجاییکه از ارتباط باهاتون حتی شرم دارن. یعنی تا این حد دور و برای انتقام و تخلیه این دلشکستگی با رفتارهای ناخوشایندشون ادای همخونه ها را درمیارن یا به شما نشون میدن که فقط بخاطر فرزندشون یا آبروشون یابهانه های واهی باشما سرمیکنن و یاحتی بعضی اینو به زبون میارن و این حرف یکدفعه خنجری به قلب شما میشه و تازه متعجب میشین که چرا؟
و تازه بازی زن سردمزاج برای زجر شما و البته نابودشدن خود زن شروع میشه.
اما خییییلی راحت میشه اول با جلب اعتماد همسر و بعد با ابراز علاقه ها و معاشقه های واقعی، دوباره برگشت به روزهای اول عاشقی چون ما زنها فراموشکارتر از این حرفها هستیم.
ببخشید که پرحرفی کردم. اگه نپرسیده بودید، عمراً چنین جسارتی نمی کردم. اما امیدوارم به حق این ماه عزیز رجب کمکی کرده باشم یا چیز جدیدی که به شما کمک کرده باشه گفته باشم.
روزگارتون همچون بهاری بی پایان باشه و بشه انشاءالله.
۹۶/۰۲/۰۴
آقای پدر

نظرات  (۹)

سلام  برآقای پدر از نوع مارکو
چقدر خوبه که از نقد شدن ناراحت نمیشی

وقتی فاصله بین همسرها ایجاد میشه اشکال از دوطرفه
نمیشه یکی باعث و بانی این قضیه دونست
ذات آدمی اینطوریه که تا کسی به دست میاورده با دور شدن ازش احساس خطر میکنه و طالب تر هست اما وقتی اطمینان حضور کسی روی رابطه سایه گستر شد یکجور رخوت یا کرختی عاطفی ایجاد میشه و همین اطمینان از بودنش باعث میشه وقتی شروع به دور شدن کرد ما هم ناخودآگاه شروع به دور شدن یا بی تفاوتی کنیم
سرمنشا تمام اینها اینه که ما عیلرغم اینکه خیلی بر این باوریم که رابطه نیاز به حرف زدن و گفتکو داره اما متاسفانه در عمل کپچدر اینمورد خیلی کم کار هستیم
خب وقتی در رابطه شروع به گفتگو میکنیم ناخودآگاه یک گارد دفاعی در مقابل انتقادهای طرف مقابل (پارتنر احساسی یا همسر ) داریم که باعث میشه گوش ما درواقع خوب نشنوه یا فقط بشنوه و درک نکنه
چرا که فکر میکنیم تمام محبتها و عشق و کارهای ما نادیده گرفته شده
و متاسفانه ما خیلی مهارت بیان و گفتکو در روابط نداریم
طبعی هم هست آموزش خاصی ندادیم بخصوص نسل جزغاله شده دهه 50 و 60

خانمها بعد زایمان و بچه دار شدن دچار یک تلاطم های روحی میشن که برای آقایون درکش سخته و ممکنه حتی به ذهنشون خطور نکنه
زن بین دغدغه های مادری و همسر بودن و خستگی ناشی از تجربه جدیدش سرگردون میشه و بیش از همیشه به این فکر میکنه که هنوزم برای همسرم خواستنی هستم ؟ هنوزم زیبا هستم ؟ و هزار سوال دیگه از این دست
حجم بالای مسئولیت زن هم باعث دور شدنش از مرد میشه و این آغاز جنگهای ذهنی درونی هر کدوم از طرفینه و این وسط غرور و یکسری چیزهای دیگه هم باعث میشه این دلخوری ها تلنبار بشه و بیان نشه و روز به روز سردی  بیشتری وارد رابطه بشه
همینطور که شوهرداری هنره ، زن داری هم هنریه که مرد باید داشته باشه اما متاسفانه اغلب مردهای ما بخاطر وجه مردسالارانه ای که جامعه و فرهنگ بهشون تزریق کرده بیشتر گیرنده هستن تا دهنده
این همون بخش خودخواهانه ای هست که اون دوستمون در موردت بهش اشاره کرد
همه خانمها فارغ از تمام مشکلاتی که خانوادشون یا همسرشون دارن ، دوست دارن رابطه ها برقرار باشه . و اینجا یک تفاوت بزرگه .زن ها خیلی بین منگنه همسر و خانواده میمونن . بنظر من یکی زا دلایل عمده سردی ارتباط شما همینه
با حدس زدن و فکر خوانی نمیشه زندگی کرد اینکه انتظار بره همسرمون نیازها و ناراحتی مارو بخونه خیلی مسخره هست و اصلا بنظرم دلیل دوست داشتن نیست  .پیشگو که نیست بنده خدا
باید شفاف حرف زد . با لحن خوب که اگر دوتا عیبش گفتی ده تا خوبیش هم بگی انتقاد کرد ، در مورد نیازها و خواسته ها رک صحبت کرد نه طلبکارانه و جوری که انگار طرف هیچ کاری نکرده برامون و هزار و یک ترفند دیگه که همه برمیگرده به مهارت گفتگو
کسانی در نطر بگیر که بشدت به ما آسیب میزنن و ما باز سمتشون کشیده میشیم .چرا ؟ بخاطر اینکه این مهارت دارن که با حرفها _هرچقدر تلخ _ جاذبه ایجاد کنن
بنظر من اول باید اون جنبه خودخواهانه درونی کم کنی (اینکه یک خانم ارتباط خوبی بین همسر و خانواده خودش نبینه و با تمام سختی ها - علیرغم اینکه خانواده همسرش خوبن - باز کنار اونا زندگی کنه چیز بزرگیه که اغلب آقایون نادیده میگیرن
نتیجه گیری اینهمه وراجی بنده اینکه :1. یک خودتو بذار جای طرف
2.اول روی حرفها و انتظارات و دلخوریهات فکر کن مهارت بیانش تمرین کن
3. شفاف ، صادقانه ، توام با قدرشناسی ، رک بشین و گفتگو کن
4. فکر کن دوستته که خیلی دوسش داری میخواد برات دردل کنه و براش حرف بزنی اینوری از خیلی قضاوتها و واکنشها دور میشی و واقعی تر میشنوی .عشق میشه دوباره شعله ور کرد بخصوص اگر عشق تو در وجود یک زن باشه

حق منبر هم شماره حساب میدم خدمتت استاد
من حرف مفت زیاد میزنم اما مفت حرف نمیزنم

پاسخ:
ممنون نازلی بابت وقتت، توجهت و لطفت.
صرف نظر از نتیجه گیری های معقول و اجراییت که باید تبدیل به ضرورت زندگی من بشه، در مورد خطوط قبلی، کلی و خیلی زیاد و به اندازه یه کتاب حرف دارم و دید زنانه نورم و معقولانه و تکراری با چیدمان هوشمندانه که بکار بردی در ظاهر جای نقض نداره... اما داره!
اما به این بسنده میکنم که اون چیزی به نظر میرسه اینه که قضاوت های شدیدتری از طرف خواننده ها درمورد ما وجود داره که از زندگی واقعیمون جلوتره و به علاوه من تمایل بیشتری به داشتن رابطه گرم تر و عمیق تر با بزرگه نشون میدم تا ایشون.
با بیشتر از حرفای این خواننده محترم موافقم. مواردی هم که به نظرم میرسه تیتر وار میگم.
۱. صحبت نکردن در مورد مشکلات سم مهلکی هستش برای زندگی زناشویی. رها کردن مشکلات به حال خودشون باعث بزرگ شدن بیش از حد اونا میشه و گاهی ضربات مهلکی به زندگی وارد میکنه در حالیکه با عملکرد به موقع میشد جلوش رو گرفت.
۲. در مورد ناامید شدن زنان از مردشون واقعا باید گفت وضعیت اسفناکیه برای خانم. خدا نکنه زنی از مردش ناامید بشه. وضعیت خیلی غمناکیه.
۳. یک مورد دیگه ای که به نظرم به آن پرداخته نشد . روش محبت کردن! یعنی اینکه اصلا فکر نمیشه که شریک زندگی من چی دوست داره. از چه روش ابراز محبت خوشش میاد. حتی ازش پرسیده نمیشه و شاید  اهمیت نداره. جوری محبت و یا توجه میشه که شاید مورد پسندش نباشه.حتی ممکنه از محبت انجام شده منزجر هم بشه.
زندگی خیلی پیچیده تر از این حرفاست که بشه برای همه یک نسخه رو پیچید. چیزی که مهمه اینه که زندگیمون برامون اهمیت داشته باشه و برای بالنده شدنش زحمت کشید و تلاش کرد

پاسخ:
زیبا چندین بار جملاتت رو خوندم... برای تک تکش باید وقت بزارم و فکر کنم.
ممنونم که اینقدر خوب نظر میدی.
کاملا با نظر ایشون موافقم کما اینکه من هم که یک بچه دو ساله دارم با همین مشکل مواجه شدم. واقعا همین روند رو پیش گرفتم ولی روحیه ام از اینکه فکر می کردم همسرم دیگه منو نمی خواد و براش جذاب نیستم داغون بود. شمام دارین همین کارو با همسرتون می کنید. خرید گردنبند وقتی بهش بی توجهی عاطفی می کنید هیچ ارزشی نداره. واقعا متاسفم که اینو می گم ولی بی توجهی به همسری که برای به دنیا اوردن اون بچه اینقدر زجر کشیده بی انصافیه محض. اگه چیزی نمی گه دلیل بر این نیست که واسش مهم نیست.
پاسخ:
خب کاش واقعا چیزی می گفت. مشکل برخی خانوم ها اینه که فکر میکنن مردها پیشگو یا غیب گو هستن و خودشون باید متوجه بشن. درنتیجه حرفشون، نیازشون، خواسته اشون رو نمیگن.
فکر نمیکنم ما با مساله شما برخورد کرده باشیم. شاید حتی برعکس باشه
از خانمت دور شدی

منم تونوشته هاتون اینو حس کردم شاید از نظر شما اینطور نباشه

فکر می کنم حالت هم خونه دارید تا همسرانه

از خانواده همسرت خوشت نمی آد -اما همسرت پیش خانواده شماست هرچند منافعی براش داره ولی اکثر عروس ها دوست دارن مستقل باشن
یکم خودخواه هستی
بادقت به مسایل نگاه می کنی خوبه

پاسخ:
ممنون اعظم عزیز. با تک تک حرفات موافقم. به خصوص اینکه خودخواه رو تنها شما بهش اشاره کردید که فکر می کنم هم درست میفرمایین
آقای پدر، سلام
شما فقط بنویس برامون...
لطفا...
زیاد بنویس.
هر روز بنویس.

پاسخ:
هاهاهاها... یعنی من عاشق این تحلیل و نظرت شدم. کلی حرف توش بود. اصلا متحول شدم. چشم. بیشتر می نگارم.
نمیدونم چرا نوشتن در مورد این پست اینقدر برام سخته. شاید چون همه چیز رو کامل گفته. شاید هم چون این سناریو برای من آشناست. انگار برشی از زندگی منه
فقط بدون زنها توی عشق و عاشقی تا ته ته جنون میرن. آره اونا واقعا با یک نمایش سرد خودکشی میکنن. روح و روانشون رو میکشن و مردها شاید هرگز نفهمن. بعد هم میگن خودش هم نمیخواست خودش هم سرد بود خودش هم...
نمیدونم چرا الان نمیتونم ذهنم رو تو این پست جمع کنم و بنویسم. میتونستم ساعتها در موردش بنویسم میدونی چرا؟ چون من این راه رو رفتم و این نمایش دردآور رو بازی کردم و اما این ره به ترکستان است. اما برادر من تو اجازه نده تو نکن تو نزار...

من مینویسم یک سکوت عمیق با یک آه سرد و تو خودت بخونش

من این حروف نوشتم چنان‌‌که غیر ندانست

                     تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی…


پاسخ:
الی... ممنون دوست خوبم
آفرین بهش که اینقدر رک گفت، صد در صد موافقم باهاش.
پاسخ:
شما هم یاد بگیر حرفت رو صریح بزن. به خصوص اینجا که هیچکس دیگری رو نمیشناسه.
منم میخواستم یه همچین چیزایی رو بگم ولی روم نشد و نتونستم مودبانه یه چیزایی رو برای جنس مذکر شرح بدم برای همین از گفتنش صرف نظر کردم و بی خیال شدم ! شما خودتون از همسرتون فراری  هستید هیچ تلاشی برای نزدیک شدن بهش نمیکنید و ازش دوری میکنید اون وقت از خانومتون چه انتظاری دارید ؟

پاسخ:
رز عزیز، این نهایت کم لطفیه که به خاطر حفظ اداب و چه میدونم رو شدن و رو نشدن، حرفت رو بهم نزنی. اتفاقا انتظار اینو دارم. خصوصی و عمومی اصلا برام فرق نمیکنه و برعکس دیگران کاملا هم انتظار دارم و اصلا نیاز دارم قضاوت بشم. از طرف کسانی که نه منو میبینن و نه میشناسن.
من تلاش کردم که نزدیک بشم اما ظاهرا همسر من ... خب شاید من خیلی خوب نبودم
آقای پدر! کم کم همش دارین میپرسین و از زیر پست نوشتن درمیرینا.
این چه طرز وبلاگ داریه؟! کاش بیان استیکر داشت.
http://rooznegareman.blogsky.com
پاسخ:
هاهاها
وقتی خواننده ها حرف خوب میزنن چرا همه در جریان قرار نگیرن؟!
خب شد که نداره اصن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی