سمفونی مردانه

آخرین نظرات

۸- اولین پنجشنبه اسفند

پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۳۹ ق.ظ

۱۲:۴۵)

۱- هر جور حساب و کتاب میکنم، دخل و خرجمون جور در نمیاد. یعنی البته با حساب و کتاب من در نمیاد. با توجه به درآمد همسر خیلی هم خوب درمیاد. باورتون میشه در تمام این سال ها من هنوز نمیدونم دقیقا چقدر حقوق میگیره؟ حدودشو میدونم ها ولی ... البته ناگفته نمونه که از اونها نیست که بگه «حقوق من مال خودمه و ربطی به خرج زندگی نداره» اتفاقا برعکس، کاملا توی زندگیمون خرج میشه. البته به استثنای اژدها. بلاخره خرج بزک دوزکش باید از یه جایی دربیاد دیگه.

۲- آقای ناظم که معرف حضورتون هست؟! ایشون دیروز هم کسالت داشتن و کلا تشریف نیاوردن تا رکورد هفته ای یک روز غیبت ایشون حفظ بشه. این بار فکر میکنید کدوم قسمت بدنشون درد میکرد؟ سرش؟ کمرش؟ شکمش؟ نه نه، هیچ کدوم. ایندفعه کلا همه جاش درد میکرده!!!!

۳- یه حس بدی از دیشب پیدا کردم. وقتی رسیدم خونه، همسر خبر داد که فردا -یعنی امروز- با برادرش میرن کرج تا از خاله بیمارش عیادت بکنن و جمعه بر میگردن. در این سه هفته گذشته مادرزن جان دلسوزانه درحال مراقبت از خواهربد حالش بوده، از ذوقی که بابت نبودنشون بهم دست داد، یکه خوردم. (البته من دقیقا نمیدونم وقتی میگن «یکه خوردن» یعنی چی چی خوردن، فقط شان نزولشو میدونم!) خلاصه، بعد از یکه خوردن نشستم و برای خودم برنامه ریزی کردم که چه و چه و چه بکنم. طبیعتا به فیلم و کتاب و پیتزا و قهوه و اینستا و یحتمل چند نخ سیگار محدود میشه. ما از اوناش نیستیم که اینجور وقتا دور از چشم همسرشون... البته ناگفته نمونه که با ماشین من میرن!

۴- اینکه من نمیرم بیشتر به خاطر اینه که اگر من باشم احتمالا میخوان مثل مهمون باهام برخورد کنن و بیشتر تو زحمت میوفتن. طبیعتا تصمیم گرفتم بمونم خونه و از خلوتم لذت ببرم. 

۵- هنوزم در ادامه دادن این سبک پست ها تردید دارم...


۱۰:۳۰)

۶- تقریبا مطمینم همه مردای متاهل آرزوی تنهایی در چند شب از ماه رو دارن. نه اینکه بخوان کار خاصی بکنن، فقط هیچ زن و بچه ای دوروبرشون نباشه. کمترین مزاحمت و حرف و گفت ممکن... خلاصه اینکه کسی یا چیزی اطرافشون نباشه. باور نمیکنید؟ از همسر یا پدرتون سوال کنید.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۵
آقای پدر

نظرات  (۱۲)

۰۸ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۱۴ بهار شیراز
من یه تعطیلات کامل عید رو واسه خودم بودم(کنکور داشتم).با این که کلن خونه بودم، خیلی به دلم چسبید.فکرشو بکن یک هفته مال خود خودت باشه ...
هر از گاهی به طرف مقابلمون اجازه بدیم تایمش واسه خودش باشه عالیه...
پاسخ:
خب الحمداله من از وقتی ازدواج کردم هم از این نعمت برخوردارم. فقط من توقعم بیشتره! خخخخخخ
این مدل پستهاتون خیلی دلنشینه و بیشتر نکته داره برای ما خانمها ادامه بدین لطفا"
آقای ناظم چرا این بهونه ها میارن جای دیگه ام کار میکنن یا استراحت میکنن؟
ما زنها اینو خوب میفهمیم ولی قبلش باید خودمون درک شده باشیم برای تنهاییهامون!
پاسخ:
والا به نظرم یکم چیپ میاد. موضوعی نوشتن رو ترجیح میدم. ولی گاهی هم در حد چندتا جمله حرف دارم که میمونه و یادم میره!
اره. مسوول بسیج یکی از شمالی ترین مساجد تهران هم هستن. بخشی از مرخصیشون به خاطر فشار کار اونجاست!!!
مینوجان میشه از این به بعد شماره بزنی که بدونیم کدوم به کدوم مربوطه.
۰۶ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۵۵ مامان محمدامین
اخ گفتید همسرمن عاشق اینه عصر جمعه پسرک رو ببرم با نوه های خواهرم بازی کنه واون سیر دلش بخوابه وکتاب بخونه وسرش توگوشی باشه...خیلی وقت‌ها منم دلم میخواد بی دغدغه وردارن برن من سیردلم بخوابم..ولی چه کنم تا میرن مثل تمام به هم ریختگی های خونه در مقابلم قدعلم می کنند
پاسخ:
متاسفانه پدر و مادری مرخصی بردار نیست. فقط ایکاش بشه گاهی به یه طرف واگذار بشه تا طرف مقابل به کارای شخصی خودش برسه.
۱- کار خیلی خوبی کردی، خیلی. تو الان جزو خوشبخت ها هستی. این رو وقتی فهمیدم که همسرم خرج کردن پول هاش رو به رخم کشید. حتی اگه شوخی بوده، یا از روی عصبانیت، حتی اگه یک بار باشه ...
۳- بازهم جزو خوشبخت هایی. همین که می تونی نری! من نرفتنم هم جرمه ؛)
۵- ادامه زده. حس می کنم تنها نیستم ؛)
۶- کاش زن ها این رو بفهمن !!!
پاسخ:
۱- واقعیتش همسر منم یه دفعه این کارو سر یه موضوعی کرد. متاسفانه از یادم نمیره. میفهممت
۳- هاهاها، دلم برات سوخت. 
۵- منم خیلی خیلی خوشحالم که خواننده مرد دارم. قوت قلبه واقعا
۶- زنها میفهمن اما نیاز ما به نبودنشون رو نمیتونن بپذیرن و ضعفی در خودشون و رابطشون با مردها میدونن

باید خدمتتون عرض کنم. این تنهایی در خانه تنها مشمول آقایون نمیشه. خانمها هم خیلی دوست دارن که یکی دو روزی تو خونه تنها باشن. 
من اصلا درک نمیکنم که چرا با خانواده همسرتون اینقدر بد باشین. کلا وقتی همسرتون رو ددوست دارین نمیشه که از عزیزانش متنفر باشین. برام خیلی عجیبه.
پاسخ:
اره دیگه. کاملا متوجه شدم که نیاز به تنهایی زن و مرد نمیشناسه. 
من با خانواده همسرم بد نیستم ابدا. فقط به شدت نقدشون میکنم و به علاوه اگر تاثیر عجیب اونها رو بدونی بهم حق میدی. حضور و اطلاعی که اونها در زندگی ما دارم، اونم با وجود زندگی در یه شهر دیگه، از مداخله خانواده من که طبقه پایین هستن، بیشتره. باور کن.
مورد ۵ هرجوری که حالتو بهتر میکنه بنویس.نوشتن دلیه.ممکنه یه هفته بشه و تو عشقت نکشه بنویسی.ولی برعکس تو یه روز  چندین بار یه چیزایی بیاد تو ذهنت برای نوشتن.
من این مشکل رو دارم که حرف برای گفتن زیاده ولی هی با خودم میگم اینو بگم یا نگم؟ بگم که چی بشه؟ اصلا لازمه یا نه؟ اخرش هم از خیر گفتنش میگذرم.یا اینقد تصمیم گیری طول میکشه که موضوع بیات میشه.
ورد ۶ کاملا موافقم! همسر من خیلی وقتا از اینکه ما جایی بمونیم به شدت استقبال میکنه.نه اینکه به قول تو بخواد کار خاصی بکنه.فقط میخواد راحت باشه!
پاسخ:
دقیقا حرفت درباره ۵ درسته. 
منم مشکل تورو داشتم برای همین پستای روزانه رو شروع کردم که خودم درگیر این سوال که میتونم بنویسم یا نه، نکنم و حروقت به حرف داشتم یا حسش بود، بگم.
همسر تو هم مثل من. مثل خیلی از مردهای دیگه. خدارو شکر. فکر میکردم عیب و ایرادی دارم. خخخخخخ
6: زنهای متاهل هم استقبال میکنن از تنهایی. خیلیم خوبه و خوش میگذره به ادم.
پاسخ:
میگم میخوای تنهایی هامون باهم بگذرونیم زن متاهل جان؟! خخخخخخ
عجبا!!! وقتی اسم خودمو نوشتم "حالا" صرفا به خاطر این بود که نمیخواستم اسم خودمو بگم و نمیخواستم که یه اسم دروغی هم بگم. فازت چیه دوست عزیز که به اسم "حالا" کامنت میدی؟ 😂😂😂 ( البته اگه به این اسم بامسما علاقه مندی بگو من یه اسم دیگه واسه خودم پیدا کنم😀)
حالا ازین حرفا بگذریم، به نظرِ خواننده های وبلاگ احتمالا اینکه بیشتر پست بذاری بهتره چون به هر حال وبلاگ خونی هم یه سرگرمیه مثل کتاب خوندن فقط نویسنده حی و حاضره. ولی ممکنه برای زندگی شخصی خودت لزوما خوب نباشه چون معمولا پست های درام مخاطب و کامنت گذار بیشتر داره و احتمال اینکه ناخودآگاه زندگیت رو درام کنی که اینجا حرف بیشتری برای گفتن داشته باشی میره بالا.
در مورد شماره 6 هم فکر کنم خیلی از زنای متاهل هم همینطوری هستن به خصوص اگه بچه داشته باشن و زمان تنها بودنشون کم باشه.
پاسخ:
من الان متوجه نشدم قضیه چیه؟ چندتا "حالا" داریم که کامنت میدن؟ راستش اصلا آدمش مهم نیست، اسم و عنوان هم اهمیت چندانی نداره، حرفی که میزنید مهمه. ممنونم از جفتتون که منو میخونید و نظرتون میگید.
حالا از این حرفا بگذریم... کامنت و نوع دیدگاهت به وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی فوق العاده جالب و ظریف بود. اعتراف میکنم از نظرت لذت بردم، از نوع دیدت.
1-خدا به همه مردا کمک کنه. من که همیشه دلم برای آقایون شاغل محل کارم می سوزه که چطور با این حقوقها خرج و دخلشونو بهم میرسونن؟!
2- خییییلی این ناظمه باحاله. من اگه جای شما بودم یه روز شنبه تیکه اینکارشو بهش مینداختم😁
3 و 4 و البته 6- دقت کردین این سه بند، اندکی یا اندکی بیشتر لز اندکی متناقضن؟ بالاخره حس بدی دارین ازین تنهایی یا میخواین ازین خلوت لذت ببرین یا کلا همه مردا ازین خلوت لذت میبرن؟!!!
البته من از همسرم پرسیده ام چون خودم واقعا به این تنهایی حتی بصورت هفتگی نیاز دارم اما ایشون بشدت مخالفت کردن تااینکه ششماهی هست که مجبورن هفته ای دوشب برن پیش مادرشون و من ازین تنهایی برای خودم کلی کیف میکنم و از ذوقم برای پرداختن به کارهای مورد علاقم تا پاسی ازشب بیدارم😁
5- بنظر من که اینطوری یه سبک جدیده و جالبه. مثل فیلم مستنده.
http://rooznegareman.blogsky.com
پاسخ:
۱- لابد نمیرسونن دیگه.خخخخخ
۲- بندازم که چی بشه؟ همینجوریش میدونن که خیلی سر سازگاری باهاش ندارم.
۳ و ۴ و ۶ و کلا این موضوع- من خوشحال شدم و از این خوشحالی حس بدی پیدا کردم. چرا از نبودن دخترا باید خوشحال بشم؟! من یه همسرم، یه پدر... این دوتا عنوان مرخصی بردار نیست.
۵- هاهاها. تعبیر جالبی بود
تنهایی خوش بگذره
حالا همچین ذوق تنهاییش رو داره که ادم فکر میکنه



استغفرالله



خانومها هم دوست دارن گاهی تنها باشن 
تنهایی لازمه گاهی
پاسخ:
نه ادم، از اون فکرا نکن...
بله موافقم. برای هر ادمی لازمه گاهی. برای من بیشتر
نگو اژدها
پاسخ:
کاش میشد کاری کرد که تو منو نخونی!
ادامه بده پستات رو لطفااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پاسخ:
چششششششششم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی