سمفونی مردانه

آخرین نظرات

۲- سومین جمعه بهمن

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۲۳ ق.ظ

۶:۰۶)

۱- دیشب نرفتیم کرج. به لطف ترافیک وحشتناک که تقریبا در تمام بزرگراه ها و معابر شهر وجود داشت، بعد از گذشت تقریبا یک ساعت فقط چیزی حدود ۱۵ دقیقه از خونه دور شده بودیم و GPS هم نشون میداد که تقریبا تمام معابر شهری و بین شهری تا کرج در وصعیت قرمز یا در بهترین حالت نارنجی قرار دارن. پس برگشتیم.

۲- چند دقیقه پیش که گلاب به روتون رفتم دستشویی، صحنه ای دیدم که میخواستم از خشم فریاد بزنم. شیرآب به قدری باز بود که برام قابل باور نبود! نه اینکه چکه بکنه، دقیقا به قطر یه بند انگشت از شیر، آب میومد! یعنی حداقل ۶ ساعت همینجوری باز بوده. اصولا خانواده همسر وقتی پیش ما هستن خیلی به بستن در یا خاموش کردن لامپ و بستن کامل شیر اب اعتقادی ندارن. خیلی شیک و مجلسی یه برگه برداشتم و روش نوشتم: «... محترم لطفا پس از استفاده از سرویس بهداشتی شیرآب دستشویی، درب دستشویی و لامپ دستشویی را ببندید!» و چسبوندم به در توالت. (به جای نقطه چین اول جمله، نام خانوادگی همسر گذاشتم)

۳- کوچکترین تردیدی. ندارم که کار اژدهاست. اخه مگه موجودی بی مصرف تر و بی قید تر و بی تفاوت تر از اون تو زندگی من و همه ادم های اطراف خودش وجود داره!؟

۴- دلم برای همسر میسوزه. گاهی خودش هم کم میاره اما سرسختانه از خانوادش دفاع میکنه. دفاعی که هیچ لزومی نداره. چون اولا خودش قبول داره اشتباهشون رو و دوما هیچ وقت ذره ای اون هارو به همسرم تعمیم ندادم. وقتی بیدار بشه سر ابن موضوع اوقات تلخی خواهیم داشت.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۲
آقای پدر

نظرات  (۸)

وای من چقد خندیدم به برگه چسبوندنتون واقعا این کار کردین؟! البته وقتی راه های دیگه جواب نده چاره ای نیست ولی مدل اژدها خیلی غیرقابل تحمله.
طفلی همسرتون این وسط ایشون بیشتر ازهمه اذیت میشه.
پاسخ:
اره واقعا، این کارو کردم ولی همسر همون اول کندش، منم یه چشم غره رفتم و تموم.

آقای پدر کامنت های من به شما نمیرسه؟ هیچ کدوم اونایی که برای پست های قبل تون گذاشتم رو تایید نکردید.. مطمئن نیستم الان همین هم به دست تون میرسه یانه.. چرا یهو اینجوری شد؟!

پاسخ:
هما خانم کامنتتون میرسه و قبلا هم رسید. اما راستش نمیدونم چه جوابی باید بگم، ادمی هم نیستم که بی پاسخ بزارم.
قرار بود کامل بشه ها..هر روز باشه...
کجایی؟خوبی؟

پاسخ:
خب راستش خیلی خوب نیستم و یکم هم زیادی سرکار سرم شلوغه
منم ممنونم بابت تأییداتتون.
درمورد رمز هم، نیکی و پرسش؟
پاسخ:
چشم. ارسال شد
خبر خاله همسر چی شد؟؟؟
لباسای اژدها چی؟ عوض شد؟؟؟
بابا، پست قبلی را کامل کنید دیگه. البته ببخشید، شوخی کردم.
حیف که اینجا استیکر نداره.
ببخشید که بعد از مدتها خاموشی اینهمه شلوغ می کنم.
پاسخ:
خاله همسر بعد از عمل قلب دوم تقریبا بهتر شده.
فقط شلوارشو عوض کن.
ممنونم که وقتی پستای قدیم خوندی نظرت هم گفتی. اگر بخوای رمز آفرودیت هم برات میفرستم.
نگو اژدها
پاسخ:
میگم
میتونم الان قیافت رو در حالیکه شیر آب رو باز دیدی تصور کنم که شبیه کیانوش استقرارزاده توی برره به افق خیره شدی
پاسخ:
دقیقا همین شدم که میگی، دقیقا
چند وقتی هست میخونمت. اما نظر ندادم. اما الان حس کردم باید یه چیزی بگم. 
عالیییین، بندهای ۲،۳،۴ انقدر عالین که ناخودآگاه جلو بقیه لبخند زدم با خوندنش و همه فکر کردن جوک خوندم. 
دیدن اینکه یک نفر شرایطی داره که می تونه آدم رو درک کنه خوبه. با تک تک سلول های بدنم حس کردم حرفاتو.
عالی بود مرد :)))))
پاسخ:
چقدر دلت خونه ها.
خدا خواننده های مذکرمو زیاد کنه صلواااااات

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی