سمفونی مردانه

آخرین نظرات


اصولا ما ایرانی ها خیلی اهل زندگی هستیم!!!!! برای همین ضرورتی ندارد در تحلیل زندگی اشان حقیقت را بگویید. فقط کافی است حرفهای خوب و کلیشه ای در ستایش خانواده و ازخودگذشتگی و صبر بزنید. از همان دست که در سریال های به ظاهر خانوادگی وطنی از زبان داریوش ارجمند و چه میدانم ثریا قاسمی می شنوید. چرا که اساسا ما ایرانیها بیشتر تمایل داریم حرف های خوب بشنویم تا واقعیات.

مثلا وقتی به کسی، دوستی که چرندترین زندگی ممکن را دارد بگویید (( خب عزیز من طلاق بگیر خیال خودتو راحت کن... )) براق می شود. چپ چپ نگاهتان میکند و یحتمل اولین تصوری که پیدا میکند این است که شما چه نفعی از بهم ریختن زندگی نکبتی او میبرید؟!! اگر به او  می گفتید همسرت را به قتل برسان برایش  راحت تر بود. تازه شما به خانه خراب کنی و بدخواهی و نفهمی هم متهم میشوید. کلی از دوستان و همکاران مشاور و روانشناسم را میشناسم که بعد از تحلیل و بررسی ، وقتی کاملا منطقی و البته صحیح چنین پیشنهادی به مراجعینشان دادند ، با برخورد سرد و حتی خشنشان مواجه شدند.  اساسا تصور مردم این است که وقتی در زندگی به مشکل خوردند برای ترمیم رابطه اشان باید به مشاور مراجعه کنند ، حال آنکه بیشترمان نیاز به خودشناسی داریم تا رابطه شناسی. تلاش مشاور هم در همین جهت است. او می داند با برون رفت از رابطه و قرار گرفتن در رابطه جدید مشکل شما رفع نمی شود. اما گرفتاری این است که معمولا یکی از طرفین اگر به مشاوره اعتقاد نداشته باشد، دستکم روی خوش هم نشان نمیدهد. یا اصلا نمی خواهد تغییری در خود ایجاد کند. این دقیقا همانجاست که بهتان گفته میشود بکشید کنار... اما خود کنار گذاشته میشوند!!

پس بی زحمت به دوستانتان دروغ بگویید. از این دست که  (( یکم صبر داشته باش، اوضاع بهتر میشه...)) مدیونید اگر بهتر بشه ، فقط فرصت تغییر مسیر وبهتر شدن زندگی خاک بر سری اشان را ازشان سلب کرده اید. جهنم... خودشان هم همین را میخواهند.

۹۵/۰۷/۲۵
آقای پدر

نظرات  (۵)

عجب عنوان زیبایی. این عنوان گویای ذهنیت و رفتار نادرست و کل حرفهای نهفته و آشکار این پسته.
این پست یه تشویق جانانه میطلبه.
پاسخ:
ممنون. به نظرم بهتر با خودمون و بقیه رو راست باشیم تا مهربون
نه به نظر من این طرز زندگی وحشتناکترین زندگیی هست که یه نفر می تونه متصور بشه ولی خیلی از خانم ها این طرز زندگی رو می پذیرن و باهاش کنار مییان متاسفانه 
خیلی ها از این تغییر مسیر می ترسن و شاید هم حق داشته باشن برای ترسشون ولی به نظر من غلبه بر اون تغییر مسیر خیلی راحتتر از اینه که بخوای این زندگی رو ادامه بدی

 خوب شد که من جای دوستم نیستم مدت ها این ورد هر روزه صبحگاهی من بود :D:D:D:D:D
پاسخ:
متاسفانه همچنان زندگی هایی اینچنین هستن. درنهایت در میانسالی حسرت زندگی و روزهای از دست رفته رو میخورن. یکی از عزیزترین و بهترین دوستان من دقیقا همین زندگی رو داره. تنها عامل پیوند بین اون ها شناسنامه و فرزندشونه.
فقط بخاطر ترسش از تغییر
منم گاهی سعی می کنم راست بگم به طرف مقابلم یکی از جریان ها رو سر بسته گذاشتم توی وبلاگ به دوستی که شوهرش رفته دوست صمیمی هر دومون رو به عنوان زن دوم گرفته.. این رفتاری که شما میگید رو هم به وضوح حس کرده ام رفتاری خشن و سرد و شاید جدایی برای همیشه از آن دوست و آشنا جدایی دلی البت شایدم باز دوباره با هم دیگه سلام علیک داشته باشیم ولی.........
پاسخ:
اون شوهر دوستت و دوست صمیمی تون خیلی باحالن. 
به نظرت این طرز زندگی جالبه؟ فکر نمی کنی تغییر مسیر و یه شروع مجددا حس بهتری روبه فرد منتقل میکنه؟
تو این همه پست محاله محاله
ای بابا دوباره رفتی تو لاک خودت که درست مثل بچه آدم بگو کی میخاد طلاق بگیره و کی نمیزاره؟
پاسخ:
چی چی محاله لیلی؟
اخه من لاکم کجا بود که برم داخلش؟ 
پاین اندیشه های ناگهانی حاصل تجربیات روزانه و تفکرات کلی پیرامون انهاست. هیچ خط و ربط مشخصی هم نداره.
دربست حرف و منظورتونو قبول دارم اصلا عالیییییییییییییییی بود. همینهههه!!!
پاسخ:
خب مساله اینه که اونا که اتفاقا روی خطاب این پست قرار میگیرن، ظاهرا قبول ندارن. یه چرخی بین وبلاگ ها بزن... ببین چندتا مورد پیدا می کنی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی