سمفونی مردانه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

۲۴- مردادگاه فندق

پنجشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۴ ب.ظ

                                         فندق

۱- پرنسس ۲ ساله شد.

۲- تم تولد امسال سفید و صورتی بود. کمی فامیل های نزدیک دور هم جمع کردیم و گفتیم و خندیدیم و بازی کردیم و کادو گرفتیم و عکس انداختیم. یک تولد خانوادگی معمولی. هیچ چیز واقعا خاصی وجود نداشت به استثنای یک چیز. حس عجیب و گنگ من. انگار دونه دونه داره چیزی از وجودم کم میشه. شاید سالهای بودن با فندق، یا شاید سالهای بودن ما با هم، یا شاید هر چیز دیگری ولی کمتر از انتظار خودم شاد بودم. 

۳- صاحب یک سه چرخه گرونقیمت، چندتا لباس، یه سرویس اشپزخونه پلاستیکی، چندتا سرگرمی فکری جالب و یه عروسک خاص با امکان تغذیه و پی پی و پوشک و البته مقادیری وجه نقد شد. 

۴- من چیزی برای دخترم نخریدم، به جاش مادر دخترم رو شاد کردم. شاید براتون جالب باشه که در تمام این سالها من چیزی که از طلا درست شده باشه برای همسرم نخریده بودم. کلی کادوهای جورواجور گرفتم اما طلا ابدا. اهان چرا، قبل از ازدواج یه انگشتر ظریف خریده بودم اما بعد از اونکه همسرم شد اصلا. قبل از اومدن مهمونا پشت سرش ایستادم، موهاشو پشت سرش جمع کردم و گردنبند کوچک و ظریف و خوش ساختی به شکل قلب رو دور گردنش بستم. نیمی از اولین حقوق من از مجموعه جدید به این اختصاص پیدا کرد... از خریدنش لذت بردم. از اون لحظه از گردنش جدا نشده.

۵- فندق یاد گرفته احساسش رو بیان کنه. دوست داشتن آدمها، خسته شدن، قهر بودن و چندتای دیگه رو درست و به جا به کار میبره. نشون داده که فکر میکنه و توانایی به خاطر سپردن رویدادهارو پیدا کرده. وقتی آقای غر (پدر همسر) بعد از یک ماه میبینه اولین چیزی که ازش میپرسه اینه: دیگه پات درد نمیکنه؟

۶- به مراتب بهتر از بچه های بزرگتر از خودش صحبت میکنه. این رو هم خودم بررسی کردم و هم از زبون دیگران شنیدم.

۷- برخوردش با بچه های همسن و سال خودش خیلی بامزه است، یه جورایی از موضع قدرت و با دید بزرگونه باهاشون حرف میزنه یا حتی نگاهشون میکنه. مثلا یه پوشک آوورده وسط اتاق گذاشته و به سامیار که سه ماه کوچکتره میگه: بیا اینجا پوشکت کنم...میسوزیا. یا به لونای دوماه بزرگتر میگه: بیا بغلت کنم. اهان راستی، یه بارم گیر داده بود منو پوشک کنه. بماند که چقدر قسم و آیه براش خوندم که سایز پوشک منو ایشون بهم نمیخوره!!

۸- روز تولدش نشون داد که میتونه با یه همسن و سال خودش به تنهایی و بدون همراه بازی کنه و با هم کنار بیان. به علاوه اون خودخواهی خاص این سنو هم نشون نداد و با اینکه اسباب بازیا جدید گرفته بود اما لونا رو کنار خودش نشوند و اونا رو اختیارش قرار داد. درحالیکه که در همین ماه حداقل دوبار صدای جیغ و داد لونا یا لیدیا رو بواسطه احساس تملکشون به چیزایی که میخوان شاهد بودم. نمیگم این حسو نداره اما بلده خودشو کنترل کنه.

۹- شعرهای «پیرمرد مهربون» و «عمو زنجیرباف» به اضافه چندتای دیگه رو بلد شده و از حفظ و حتی بدون آهنگشون میخونه. همینطور شعرهای خاله ستاره و عمو پورنگ رو همخوانی میکنه. تا ۸ بلده بشمره. البته من تا بیست رو هم ازش شنیدم، البته با چندتا اشکال. پس الان اساس رو روی همون عدد ۸ میزارم. یادتون میندازم که فندق تازه دوسالش شده.

۱۰- همسر سری کامل Mother goes club رو براش خریده. همون sign with me شبکه جم جونیور. فندق به شدت به برنامشون علاقه داره و حروف الفبای انگلیسی رو هم بلده از حفظ بگه و حتی شعرهاشون همخوانی میکنه.. امااااااا... به نظر من کار ابلهانه و بی معنی ای هستش. اتفاقا یکی دوبار سر همین موضوع با همسر بحث کردیم. نمیتونم بفهمم چرا الان که فندق به یادگیری علاقه نشون میده و زمانی رو به دیدن برنامه های کارتونی اختصاص میده، نباید از برنامه های فارسی استفاده کنیم و مهارت های رفتاری و کلامی و صد البته هوشی رو افزایش بدیمو بچسبیم به تفکر احمقانه و چیپ "آشناشدن گوشش با زبان انگلیسی"!!!! این ابلهانه است واقعا. چندسال دیگه به راحتی میتونه زبان انگلیسی یاد بگیره درحالیکه الان نیاز به شناخت زبان مادری و مهارت های زندگی کودکانه اش داره. خب بخشی از اینکارو بوسیله کتابهایی که براش میخوندیم انجام میدادیم اما با کمتر شدن زمان باهم بودن من و فندق، این آموزش هم به شدت کاهش پیدا کرده. من مشکلی با اون برنامه خوش ساخت و دلچسب ندارم اما به نظرم بیشتر به درد کودکان بالای پنج سال میخوره. 

۱۱- یکی از مسایلی که به شدت باهاش درگیریم -بیشتر من درگیرم- مساله نحوه نشستن فندقه. تقریبا همه وقتا زانوهاشو زیر بدنش به عقب تا میکنه. بنظرم دیگه همه میدونن که این عادت باعث اسیب به ستون فقرات و نحوه راه رفتن کودک میشه. ولی خب کسی رو هم میشناسین که در مراحل رشد فرزندش با این مقوله مواجه نشده باشه؟ تقریبا همیشه درحال تذکر به فندقم که نحوه نشستنشو اصلاح کنه. حتی گاهی خودم وارد عمل میشم. کار سختی داریم.

۱۲- یکی از بازی های جدیدش در این ماه، آشپزی بود. چارپایه چوبیشو به عنوان گاز میزاره وسط اتاق و یه قابلمه متوسط با کمی اب میگیره و تکه های سیب یا هویج رو که براش خرد کردیم داخلش میریزه و هم میزنه. هر از گاهی هم یکیشو برمیداره میخوره. به ما هم تعارف میکنه بچم. کلا کدبانویی شده.

۱۳- هیچ لذتی با حمام کردن فرزندتون برابری نمیکنه. یکی از دوست داشتنی ترین کارهای عمرم وقتیه که بدن کوچیک و ظریفشو میشورم. جالب اینجاست که گاهی هم ایشون بنده رو میشورن. حیف... این حس خوب رو کم کم ازدست میبدم.

۱۴- شیرین زبونیاش تو این ماه اوج گرفته. تقریبا هرچی میگه من خندم میگیره. همه حرف زدنش گوله نمکه.

                                    فندق ۲

پی نوشت: 

-ما سه تا زوج همسن و سال بودیم که به فاصله کمتر از ۶ ماه صاحب فرزند شدیم. هر سه هم دختر. فندق وسطیه. دوتای دیگه به ترتیب سن لونا و لیدیاست. متاسفانه فندق به شدت از نظر کلام و توان فیزیکی و حتی بازی ازشون پیشی گرفته. اما ابدا خوشگل تر از اون ها نیست.

- همیشه بعد از نوشتن ماهنامه های فندق یاد چیزایی میوفتم که فراموش کردم بگم. حس بدیه که بعضی از لحظات فرزندتون رو فراموش کنید.


۹۵/۰۶/۰۴
آقای پدر

نظرات  (۲۷)

تولدعشق ترین و فندقی ترین  دختر دنیا با تاااخیر مبارک:)
الهی همیشه خنده رو لباش باشه.
احسنت به شما بابا و مامان نمونه.مخصوصا شما که به همسرتون احترام  میزارین همیشه.
این عشقی که شما به اون تزریق میکنین قطعا روی رابطه مادریش با فندق خانم جون تاثیر داره و مامان خوب تری میشه.قطعا درد زایمان و هزار رنج دیگه برای تولد فرزند  متحمل شدن چه زیبا بود روز شکفتن دوباره فندق به ایشون هدیه دادین و تشکر کردین از اینکه فندق اوردن به زندگیتون.
پاسخ:
ممنون ستاره خانم

همین که به فندقی عشق میورزی ینی بهترین بابای دنیا برای فندقت هستی پیرمرد دوست داشتنی وبلاگستان
پاسخ:
یعنی این بهنام چرت گفته؟!!!!
خخخخخخخ...
متاسفانه فکر میکنم بابای خوبی نباشی! :/
اگه میتونی از یه مشاور یا روانشناس یا کتاب رفتار با کودک استفاده کن واسه رشد بهتر بچه ات
شاد باشید
پاسخ:
باشه!
تولد فرشته ی کوچولو  بازم مبارک.ایشالا همیشه بخنده و سلامت باشه زیر سایه ی شما و همسر.ببوسینش بجای من
تولد هم خیلی با سلیقه اس همه چی. عالییییییییی
پاسخ:
ممنون مینو جان.
من از 27 سالگی به بعدسالهای عمرم خوب بود.بالا و پایین و لغزش داشتم حتی.
ولی راضی ام ازشون. الان هم در 31 سالگی 
دوستش دارم.
سالهای زندگی همشون خوبن. همشون قشنگ..
پاسخ:
براتون خوشحالم

واییی آقای پدر نمیدونید چقدررر دلم گرفته بود و چقدررر این پست بامزه و لذت بخش، خوبم کرد. به به.. خیلی ام عالی.. الهی که پایدار باشه این لحظه های خوب تون.

البته شاید این آرزو کمی غیر واقعی باشه، ولی میدونید به نظر من، اگه خدا رو فراموش نکنیم و همیشه بهش توکل کنیم اونوقت حتی لحظه های بد هم، کمرنگ و ناچیز به نظر میان و اینجوری همه چیز،همیشه خوبه. آرزوی منم واقعی واقعیه..

امیدوارم همیشه پشت و پناه خونواده تون باشید. میدونید که خاصیت پشت و پناه بودن، پوست کلفت بودنه.. موفق باشید 

پاسخ:
هاهاها... پوست کلفتو خوب اومدی.
ممنون برای دعای خوبت و حرفت هم ابدا غیرواقعی نیست و خیلی هم درسته
تولدش مبارک 
زیر سایه پدر و مادر....
پاسخ:
تنکیووووو
تولدشون خیل مبارک
ایول  واسه هدیه ی که به همسر دادی .دخترهایی که روابط صمیمانه ی با پدرشون دارن تو نوجوانی وجوانی کمتر خطا میکنن
پاسخ:
البته اون دخترایی هم که در نوجوونی رابطه خوبی با پدرشون ندارن ، در سن پایین سوگلی پدرشون هستن. باید ببینیم چی پیش میاد
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۱۰ نیازی نیست میشناسه من رو
از تو ک متنفرم
ولی
تولد فندق مبارک باشه امیدوارم رفتارش اصلا ب تو نکشه!!!
پاسخ:
باشه
تولد دختر نازت دکتر تبریک میگم
امیدوارم همه عمر شاهد موفقیت و سلامت و دیدن خنده های از ته دلش باشی

پاسخ:
ممنون نازلی خوب
سلام اقای پدر
من خیلی وقته میخونمتون
ولی خاموش
خیلی برام جالبه شنیدن این چیزا از زبون یه پدر
چون معمولا مادرا از این تعریفا میکنن و دقیق هستن تو 
جزییات رفتار بچه هاشون.. 
تولدش مبارک باشه فندق خانوم.
پاسخ:
سلام و ممنون از روشناییتون
مثلا دارم سعی میکنم پدر خوبی باشم.
ممنون امیدوارم شما هم سلامت باشین
از بس این دنیا بد و افتضاح شده ،آدم دلش میخاد هیچوقت بدنیا نمیومد.بخصوص اینکه دختر باشی و توایرانم بدنیا بیای .چه شود
پاسخ:
خب نمیتونم بگم با این حرفات موافقم. چون اعتقاد دارم خوب و بد دنیا مربوط به نوع نگاه ماست. ولی قبول دارم که مونث بودن سخت تر از مذکر بودنه.
سلام. مبارک باشه. همونطور که دخترتون برای شما پرنسس هست شما هم مطمعنن شاهزاده و قهرمان زندگیش هستید. ممنون که ما رو تو لحظه هاتون شریک میکنید. از دیروز چن بار اومدم و خوندم. منم با پدرم یه دنیای دیگه داشتم. دخترتون رو قوی بار بیارید و سعی کنید این رابطه دوستانه رو برای همیشه حفظ کنید.
پاسخ:
فندق خانم جون، واقعا امیدوارم همین چیزی که میگی در اینده بین منو دخترم هم برقرار باشه.
پرنسس دو ساله شد قشنگ ترین واژه ای بود که توی این پستت خوندم
پاسخ:
همش قشنگ بود، این قشنگ تر...
خخخخخخخ
سلام.
تولدش رو صمیمانه بهتون تبریک می گم و امیدوارم و دعا می کنم که همیشه تولدش رو به دل خوش جشن بگیرید و شادی کنید. 
کارتون واقعا تحسین برانگیز بود بابت کادو دادن به همسر و البته بزرگترین کادوی فندق کوچولو هم لبخند هر روزه ی شما دو نفر هست که هر روزه تقدیمش می کنید. 
شادی هاتون صد چندان بادا.
پاسخ:
ممنون از پیغام مهربونت. خودم هم از کار خودم خوشم اومد.
ممنون ایشالا عروسی دخمل نازت :) 

پاسخ:
فدا مدا
عااااااااااااااااااااشق دختر بچه هام/
تولد 30 سالگیشو بگیرین ایشالا.
نمیدونم چرا گفتم 30.
شاید چون دوس دارم این سن رو
پاسخ:
لابد سی سالگی خوبی داشتین. اون سن یه جورایی ادم پخته و در عین حال سرزنده به نظر میرسه.
سلام تولد  فندق خانم مبارک باشه
ایضا کادو هاش  هم مبارکش  باشه

کار بسیار خوبی کردی برا مادر فندق کادو خریدی زندگی با همین چیزا شیرین وشیرین تر می شه +یه لبخند همیشگی

شادکامی رو برات آرزومندم
پاسخ:
ممنون از لطفت. موافقم، فکر خوبی بود که برای مادر فندق هدیه بگیرم. راستش خودم هم خوشحال شدم
به به تولد فندوق خانم مبارک ایشالله عروسیش ببینی اقای پدر 
خوب از اینکه کادوی موردعلاقه خانم ها رو برای همسرت خریدی خوشحالم .
قدر روزهای کودکی فندوق رو بدون .گاهی دلم برای شیرخوردن پسرکم برا اون چهار دست و پاییش برای قدم های اولش تنگ میشه میدونم یک روزی هم دلم برا این روزهاش تنگ میشه 
پاسخ:
ممنون سانیا جان. امیدوارم روزای قشنگ تری هم در پیش رو داشته باشی
اخ جون مث من مردادیه :) 
تفلدش مبارک :) 
پاسخ:
تولد و عروسی شما هم مبارک
وای چقد نمکه این فندق خانوم .عزیزم .ایشالا همه ی عمر شاد باشه و هیچوقت نگه کاش منو بدنیا نمی آوردین .شمام خیلی کار خوبی کردی واسه ی همسرجان کادو خریدی ،آقای پدر
پاسخ:
چرا باید بگه " کاش منو به دنیا نمی آوردین..."؟
۰۶ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۴ مامان محمدامین
خوب طاقت آوردید تا حالا این گلوله نمک رو نخوردید!!!!
پاسخ:
آخه ما آدمخوار و بچه خوار نیستیم... اونم بچه خودمون. حالا مال مردم باشه شاید یه گازی گرفتیم!! خخخخخخخ
۰۶ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۳ مامان محمدامین
تولدت فندق باغ زندگیتون مبارک....انشاالله تولد ۱۲۰سالگیش...
خوش به حال مامان فندق...یعنی سر فندق رسما برای کادوی تولد از جانب شما بی کلاه موند....
اتفاقا دخترتون خیلی بانمکه در پناه خدا انشاالله.براش اسپند دود کنید...
پاسخ:
خب خداییش همه حواسشون به خود فندق بود و نه مادری که کلی زحمتشو کشیده
چقد نازه فندقتون
خیلی زیباست
دلم خاست بخورمش!!
پاسخ:
ممنون ادمخوار
۰۵ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۲ خواننده ی وبلاگ
سلام.وقتتان به خیر و نیکی.دلتان خوش
آقای پدر تولد هانا جان را با تاخیر تبریک می گویم و آرزو دارم لحظه لحظه ی همجواری با دردانه ی عزیزتان در عمق وجود شما و همسر گرامی ته نشین گردد 
و آرامش و شادمانی، قرین ایامتان باشد.چه عملکرد درستی، در روز تولد هرکس 
باید سپاسگزار فرشته ای باشیم که عزیزمان را به ما و این دنیا تقدیم کرده.
با تجدید احترام
پاسخ:
واوووووو
ممنون از لطفتون و پیغام دلنشینتون
خدا حفظش کن
این حس پدرانه و وابستگی به دخترتون روز به روز بیشتر میشه
من تو این سن هنوز وابستگی شدید پدرم رو به خودم و بالعکس به شدت می بینم
دختر موجود شیرین زبونیه مخصوصا برای باباش و نگرانیتون روز به روز برا اینکه نکنه ازش دور بشین بیشتر میشه من یک عمره این نگرانی تو چشمای بابام میبینم و به هیچ وجه قلبا حاظر نیست ازم دور باشه در حالیکه در ظاهر نشون نمیده اما ریز ریز یه کارایی میکنه که دور نشم
امیدوارم همیشه کنار همسر و دختر گلت از زندگی لذت ببری
راستی اون نحوه نشستن رو جدی بگیراا من گاهی هنوز همونطوری میشنم
پاسخ:
الی چقدر خوبه که یه دختر مثل شما وقتی هم بزرگ میشه این موضوع رو درک کنه و حتی با خودش تکرار بکنه. ممنون از لطفت 
تولد فندقتون مبارک باشه :)
به نظر من که هر بچه ای از دید والدینش زیباترین بچه زمینه!
پاسخ:
ممنون.  واقعا مهم نیست چه ظاهری داشته باشه. بخشی از وجود و هستی پدرومادره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی