سمفونی مردانه

آخرین نظرات

المپیک با طعم چرنوبیل

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۲ ق.ظ

منزوی


مدت هاست که از این پستای شماره گذاری شده «از هر وری،دری..» ننوشتم. یه جورایی کلی حرفای یکی دوخطی تو دلم مونده.

۱- هفته ها برام به سرعت میکذره. یه جورایی باورم نمیشه یه ماه از شروع دوره کاریم گذشته. همین که شنبه میرسم سرکار، میشه آخر هفته. حالا نه اینکه خیلی خوش بگذره اما سخت و دردناک هم نمیگذره که منتظر آخر هفته بمونم.

۲- به دلایل معلوم در محیط کاری خوشحال تر و اساسا خوشبخت تر از خونه هستم. این برای اولین باره در ۸ سال گذشته که این دوگانگی رفتار به این شکل اتفاق میوفته. نکته بامزه اش اما اینه که برعکس هفته های قبل، هیچ روزی که تاخیر نداشتم هیچ، حتی زودتر از بقیه هم میرسیدم. داره باورم میشه که شبیه مردایی شدم که از خونه فرارین.

۳- یک هفته از المپیک میگذره و ما مهمترین عنوانی که روی کاغذ بهش دست پیدا کردیم مقام چهارم عابدینی در شمشیر بازیه. خب البته کلا اتفاقات خوشایندی هم افتاده. مثل حضور توامان دو ورزشکار در پینگ پنگ و شمشیربازی یا هرچیزی که بانوان ورزشکارمون تو المپیک بهش دست یافتن و حضور تیم والیبالمون و البته لباس کاروان تیم ملی در هنگام رژه... میبینید؟ من کلا آدم خوشبین و مثبت اندیشی ام.

۴- خدایی دم این غربیا گرم. حجم آینده نگری و منطق و واقع گرایی شون همه جای آدمو سوراخ میکنه. حتی اونجاهایی که ذاتن سوراخه. توزیع وسایل و ادوات پیشگیری در بین ورزشکارا هم غافلگیر کننده و هم پسندیده بود. تصورشو بکنید که باتوجه به وضع آب و هوا و فرهنگی و اساسا درودافای ریو (اوووففففففف...) بعد از خاتمه المپیک، چه بلایی ممکن بود سر جمعیت و مهمتر از اون نژاد مردم برزیل بیاد؟ فقط حیف که بعضی از ورزشکارای ما اونقدر زود حذف شدن که حتی فرصت نکردن کاندوماشون تست کنن!

۵- این قضیه درگیری زیر تور والیبال بین ایران و لهستان، اونقدر خاصه که میشه به کمیته انضباطی فدراسیون جهانی والیبال (یا هر کوفت دیگه ای که اسمشه) شکایت کرد و جریمشون کرد و اساسا یه حالی بهشون داد. اخه از شما چه پنهون والیبال نه اینکه خیلی ورزش سوسولیه، واسه همین به ندرت از این لات بازیا توش اتفاق میوفته. برای همینه که سوشا و شیث و حنیف و چندتای دیگه علیرغم داشتن قد و قواره لازم، اما فوتبال رو به والیبال ترجیح دادن.

۶- به گمانم امسال هم تیم کشتی آزادمون روی مخ باشه. کمیل قاسمی که آدم طلا نیست و عشق اصلیش برنزه، رضا یزدانی ام هم به جون خودم باز با ویلچر برمیگرده. من نمیدونم چه اصراریه این بابارو هردوره با یه لنگ آویزون و داغون میفرستن به مسابقات و دست آخر با خاک انداز و به کمک حریفش، زیر بغلش میگیرن و میارن بیرون. بعد هی تو سر خودشون و ما میزنن که رضا یزدانی بدشانسی آوورد و حقش طلا بود و بلا بلا بلا... شانس چیه بابا؟ عقلتون کار بندازین.

۷- دمت گرم ولاسکو. هم حالا مارو گرفتی و هم پشت روسیه رو به خاک مالیدی. تا باشه از این باختا.

۸- پل پوگبای مسخره و جلف رکورد نقل و انتقالات فوتبال و احتمالا تاریخ ورزشها رو شکست. رقم حیرت آور ۱۰۵ میلیون یورو. فقط همینو بگم که با این پول میشه دو فروند هواپیمای مسافربری ایرباس آکبند خرید. با روکش صندلی!!

۹- خب بسه دیگه. اینجا که اخبار ورزشی نیست. 

۱۰- هفته آینده تولد دوسالگی فندق خانم جونه. برنامه ریزی ما فعلا در کله همسر باقی مونده و هنوز بیان نشده. میپرسید چرا؟ خب پست قبلی رو بخونید، خودتون میفهمید.

۱۱- جین، نازلی، شاپرک، فندق خانم و لیلی... پیغام های خصوصیتون خوندم و متاسفانه جوابی ندادم اما عمل کردم. نخونده هم پاک نکردم. 

۱۲- بعضی وبلاگ ها رو باید... خب راستش دو سه تا وبلاگ میشناسم و متاسفانه گاهی میخونم که اتفاقا خیلی هم پرطرفدارن اما پر شدن از مضامین جنسی و موضوعات خط قرمزی. جالب اینجاست که عموما کامنت گذاراشون، محترمانه و مودبانه از وارد شدن به بحث صرفنظر میکنن اما نویسندگان خوبشون! همچنان درحال هرزه نگارین!!! کلا ادم هربار میخونه یه جوری میشه...

۱۳- یه گلفروشی پایین محل کار من هست که به همین وقت عزیز قسم، کمتر از BMW گل نمیزنه. یعنی یکی از اقدامات روزانه من بررسی و لذت و حسرت خوردن (توامان) از رویت این مکان خاص و لاکچریه. تقریبا هر روز بین یک تا سه ماشین بالای ۴۰۰ میلیون زیر دست ایشون به جهت آذین بندی قرار میگیره.

۱۴- کتاب جدیدی که میخونم برنده اخرین نوبل ادبیات شده. "صداهایی از چرنوبیل" نوشته سوتلانا الکسیوویچ. نمیتونم بگم داستان مشخص و دلچسبی داره. چرا که اساسا وقایع نگاری مصاحبه واری از اون حادثه اسفباره. خوندنش دل میخواد.

۹۵/۰۵/۲۲
آقای پدر

نظرات  (۶)

کادو هم حتما.فقط اأرس محبت کنین بفرستم.فندق خیلی عزیزه.
پاسخ:
بابا ممنون، راضی به زحمت نیستیم
تولد فندق خانم پیشاپیش مبارک
پاسخ:
تنکیو ایضا
دلیل خوشبختی و خوشحال بودنتون نسبت به خونه از نظر خودتون چی میتونه باشه؟ به جدید بودن و دلپذیر بودن محیط کار برمیگرده یا دلایل مهمتری داره؟البته که این مورد خیلیم خوبه مخصوصا برای آقایون چون بالاخره بیشتر وقتشون اونجا صرف میشه اما اون خوشبخت تر بودن مشکوک بود و یه جوری بیانش کردی!!!
اینقد از ورزش ایران نا امیدم که کلا امسال دور المپیک خط کشیدم.حالم از باند بازیایی که توی فوتبال هست و نمیذارن به ورزشهای دیگه کمکی برسه و بی توجهی بشه بد میشه! حالا ورزش یکی از جنبه های ناامید کننده ی این کشوره!
تولد دختر خانم گلتون مبارک سایه شما و همسر برسرش مستدام همیشه بخنده و سلامت باشه.
پاسخ:
اون هفته بیرون بودن از خونه رو بیشتر ترجیح میدادم، به خاطر حس ناخوشایند به همسر... یا شاید هم خجالت کشیدن ازش.
الان البته وزنه بردارا خارق العاده بودن، یکم التیام بخش شدن.
ممنون بابت تبریکت. کادو نمیدی؟ 
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۱ مامان محمدامین
خخخخخخخ بیچاره ورزشکاران المپیک که از ابزار الات پیشگیری ایتفاده نکرده بر می گردند....
یک جوری گفتی چون سر ساعت در محل کار حاضرید که دال بر فرار از خانه است....خدا مرگم بده یعتی من وهمسرجان که همیشه زود میرسیم محل کار از خونه فراری هستیم....یادم باشه از مهر با پنج مین تاخیر برم برای کلاسش...تولد فندق خانمم پیش پیش مبارک....بابا دوسال گذشت فندق همچنان فندقه؟!!!!!
یک وقتهایی زن خونه اصلا ثیگه حال نمیکنه هی جیغ وغر بزنه و برنامه ریزی کنه وشما مردها هم هی افه بیایید وموش بدوانید وجولان بدهید....برای همین میزنه به دنده ی بی رگی و بی تفاوتی...آی حال میده که برای شادی قلوب منکسره ی نسا شما مردها یکبار سورپرایز کنیدبرنامه بچینید....
این ورزشکاران علیل هم احتمالا عاج دارهستند که همش اینارو میفرستند....به قول پیامک روحانی…فقط برگردید.

پاسخ:
هاهاها... البته اینجا هم میتونن استفاده کنن اما دیگه سوژه برزیلی ندارن!!
نه دیگه، فندق داره درخت میشه!
منم برنامه ریزی میکنم اما اصولا مدیریت خانه و مهمانی ها با زن خانه است و منم تابع ایشونم. البته نظر میدم اما هیچ حکم و اجباری ندارم. چون خداییش خیلی خوب از عهده همه چی برمیاد.
شاید اونا هم برای همون بند ۴ اویزون کاروان تیم ملی شدن... والا من که از کار اینا سردرنمیارم
تولد فندق خانم مبارک ان شالا صدو بیست سالگیش رو جشن بگیرین

من کتاب صداهایی از چرنوبیل رو نیافتم
کافه پیانو قشنگ بود
ممنون 
پاسخ:
یعنی من باید ۱۵۰ سال عمر کنم تا تولد ۱۲۰ سالگی فندق؟! ممنون همون ۷۵ سال کافیه.
چندماهی هست که انتشارات کوله پشتی با ترجمه قابل قبول چاپش کرده.
وااای تا حالا اصلا به بند 4 فکر نکرده بودم      واقعــــــــــــــــــــــــا مگه داریم


خوب تولد فندق موقعیت خوبیه برا آشتی ورفع کدورت ها یه خاطره ی خوب برا فندق خانم بسازید
تازه اگه بنا بود با هر حرف ویا حرکتی بین زوجین اینقدر سردی بوجود بیاد هیچ زوجی عمر زندگی مشترکشون به یکسال قد نمی داد پس مواظب نمک های زندگی باشید
پاسخ:
بله بند ۴ هم عملیاتی شد. خیلی هم منطقی بود.
درسته اعظم، یه مساله ای بود که حلش کردیم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی