سمفونی مردانه

آخرین نظرات

در سفر : قسمت دوم

يكشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۶ ق.ظ

دریاچه عباس اباد

مسافرت تنهایی من از دیروز صبح شروع شد. همسر ته دلش چندان راضی نبود اما مانعم هم نشد. البته با نفس مسافرت من مشکلی نداشت. بلکه بیشتر نگران تنها بودن من بود. خودش فلاسک آب جوش و ظرف آب یخ منو پر کرد، برام قاشق و چنگال و چاقو کمی میوه کنار گذاشت و سبد مسافرتی منو آماده کرد. بقیه وسایل رو هم که خودم از قبل مهیا کرده بودم. اعتراف میکنم هنوز ۳۰ کیلومتر نرفته بودم که دلم میخواست برگردم و باقی روزهای مسافرتمون به شمال و کنار دخترا بگذرونم. اما جلوی لوس بازی خودمو گرفتم و بیشتر به پدال گاز فشار اووردم. اما تصمیم گرفتم یه روز کوتاهش کنم.

اصولا آدم ها به دوصورت میرن مسافرت. دسته اول شهر یا منطقه سفرشون انتخاب میکنن و از قبل هتل رزرو میکنن و بکوب میرن تا برسن به هتلشون. از اونجا دیگه همه چیز گنگه و به اطلاعات هتل و موارد جسته گریخته ای میپردازن که دوستان و آشناهاشون قبل از مسافرت بهشون گفتن. این دوستان هم میرن و دقیقا همونا رو دوباره میبینن و احتمالا هم به خیال خودشون کلی حال میکنن! دسته دوم کمی متفاوتن. یعنی سعی میکنن قبل از عزیمتشون از طریق اینترنت و پیج ها و صفحات اجتماعی مختلف و جور واجور تا اونجا که میتونن از محل سفرشون اطلاعات کسب کنن. طبیعتا این دوستان با دانش و آگاهی بیشتر و عموما موثق تری پا به عرصه سفر میزارن و بالتبع در وقت و هزینه اشون صرفه جویی میکنن و به علاوه از قبل جاهایی که میخوان برن و بازدید کنن انتخاب میکنن. اتفاقا این شیوه ایه که همسر در پیش میگیره و حتی در یکی دوتا مسافرت خارجیش هم دوستان اصولا ابلهش رو غافلگیر کرد. خب من هم تو این زمینه شبیه همسرم هستم، حالا یا از قبل بودم و یا ازش یاد گرفتم.

اما وقتی قصد دارین به یه مسافرت جاده ای برین دیگه شهر خاصی مقصد شما قرار نمیگیره. بلکه یه منطقه رو در نظر میگیرین. شهرها هدف شما نیستن، حتی لزومی هم نداره وارد بافت پرترافیک شهریشون بشید. بلکه اماکن گردشگری، تاریخی، مذهبی و طبیعی هستن که سوژه هدف شما هستن. البته با توجه به معیارهای شخصی خودتون. مثلا شاید شما علاقه ای به دیدن امامزاده های جورواجور و ریز درشت نداشته باشین. پس مراکز مذهبی از هدف شما خارج میشن

مهمترین رکن یه سفر جاده ای، وسیله نقلیه مناسبه. یه خودروی متوسط که نه خیلی توی چشم باشه و نه خیلی پرخرج. یه چیزی تو مایه های پرشیا و سمند و ال ۹۰. خودروهای شاسی بلند و فراتر از اون آف رود (یا به قول برنامه دوست داشتنی تخت گاز: خودروهای همه جا رو) چندان به کارتون نمیاد. مگر اینکه بخواین به مناطق کویری یا فوق العاده کوهستانی برید. پس هدف مسافرتتون با داشته هاتون هماهنگ کنید. دستی به سر روی ماشینتون بکشید، بزارید یه مکانیک و تعویض روغنی همه چیزو چک کنه و خیالتون راحت کنه.

مورد مهم بعدی اینه که سبک و راحت سفر کنید. نمیرید مهمونی و پارتی. قرار نیست تو راه دختر تور کنید. دارید میرید کمی از فضاهایی که تا حالا ندیده بودید لذت ببرید. پس قید همراه بردن لباسای مارک و کفشای پاشنه بلند و رسمی رو بزنید. برای من دو جفت کفش اسپرت راحت و مناسب، یه شلوار اضافه، دوتا تی شرت و یه حوله کوچیک و چندتا خرت و پرت کوچیک دیگه مثل شونه و البته یه سوییشرت برای موارد خاص کفایت میکرد. از اینها که بگذریم چراغ قوه سفری، باطری اضافه در اندازه های مختلف، ناخن گیر، دارو، شناسنامه، کمی ابزار مکانیکی و البته کتابچه مبسوط راه های کشور همراهتون باشه. آهان راستی، برای یه سفر جاده ای و با توجه به اعتیاد همگیمون به موبایل و اینترنت توصیه میکنم یه شارژر خورشیدی (solar Pawer bank) هم تهیه کنید. یادتون باشه که توی سفر جاده ای ممکنه خیلی دسترسی به برق نداشته باشید. یعنی داریدا ولی خیلی ازتون وقت میگیره. کل وسایل من شامل یه کوله پشتی معمولی و کیف دستی همیشگیم میشد. تازه مطمینم از خیلی از اون وسایل اصلا استفاده نمیکنم ولی واقعیتش این حداقل هاست.

بیشترین چیزی که به کارتون میاد شامل اطلاعات از پیش کسب کرده و جی پی اس (GPS) میشه. حتما جی پی اس موبایلتون چک کنید و از دقتش اطمینان حاصل کنید. چون میتونه شمارو به همه جا یا هیچ جا ببره. الحمداله که گوشی میان رده من بدرقمه روسفیدم کرد. جاهایی رو که میخواید برید روی Map گوشیتون علامت بزنید و خودتون بسپرید به GPS. فراموش نکنید که اپلیکیشن Map گوشیتون قابلیت مسافت یابی، تخمین زمان و همچنین پیشنهاد مسیرو داره. سرجدتون ازش استفاده کنید. موبایل فقط تلگرام و اینستاگرام و کلش و موزیک نیست. گاهی کارای دیگه هم میشه باهاش انجام داد. به جون خودم.

خب فکر کنم خسته کننده شد. داره تبدیل به راهنمای سفر میشه. بگذریم. اگه سوالی داشتید تو کامنتا بپرسید. (الکی، مثلا من میلانی یا خدابیامرز اینانلو ام)

برنامه سفر من استان گلستان هستش. پس پامو گذاشتم روی پدال گاز و سعی کردم با سرعت از استان مازندران و شهرای شلوغ قسمت مرکزی و شرقیش مثل آمل، بابل، ساری و... عبور کنم. اما با یه تفاوت. در مناطقی که از قبل تعیین کرده بودم از بزرگراه اصلی خارج شدم و جاده های محلی که از بین مزارع و بیشه ها میگذره رو در پیش بگیرم. واقعیت اینه که وقتی از جاده اصلی ساحلی خزر مسافرت میکنید فقط دریارو میبینید که بی حوصله و خنگ تا ابد ادامه داره. اونم خزر که اصولا خیلی هم چرک و اخموعه. اگر میخواید لذت بیشتری ببرید بزنید به جاده های موازی که از شهرها و روستاهای کوچیک میگذره تا یکم شمال ببینید. خیالتون راحت، تقریبا همش دررو داره. به علاوه خلوت تره و اتفاقا منظره بهتری هم داره. به علاوه انواع اقسام مکانیکی ها و سپر سازی ها و باطری سازی ها و تعویض روغنی ها هم احاطتتون نمیکنه.

یه نکته دیگه اینه که اصولا شهرهای قسمت شرقی مازندران آبادترو وسیع ترو اصولا شهرترن که چندان هم دور از انتظار نیست. علیرغم اینکه باید اقرار کرد مردمان قسمت غربی دوست داشتنی تر و مهمان نوازتر و خوش اخلاق ترن. عمده این تفاوت بافت شهری رو در اغلب استان های کشور میتونید ببینید اما در استان های باریک مثل استان های حاشیه خزر این اختلاف سطح رشد شهری بیشتر دیده میشد. عمده دلیلش هم اینه که اساسا بودجه استانی بیشتر حومه مرکز استان ها هزینه میشه و تتمه اش میمونه برای اون آخرا!!! شاید همین عامل باعث بوجود اومدن بحثهایی پیرامون تشکیل یک استان چهارم حدفاصل نوشهر تا رامسر شده. هنوز تفکیک انجام نشده اما بین تنکابن و چالوس درگیری بر سر مساله مرکزیت استان بوجود اومده. اساسا تنکابن شهر بهتریه اما چالوس مزیت داشتن مدخل ورودی جاده ای رو داره که حتی به نام چالوس خونده میشه.

در حد فاصل بین آمل تا بابل من حداقل ۶ کارگاه ساخت گلدسته و کنبد شمردم. یاد سریال پایتخت بخیر. هیچ میدونستین که در استان مازندران به تنهایی بیش از ۲۰۰ امامزاده وجودداره؟!! استان گلستان حداقل ۱۳۶امامزاده!!

من تا بهشهر فقط یه جاتوقف کردم تا یه امامزاده خشتی که مربوط به سال ۸۷۵ هجری میشد ببینم. اما از بهشهر مسافرتم شروع شد. دیدن دریاچه عباس آباد و باقیمونده خارق العاده کاخی که ساختش به دوره شاه عباس منسوبه فوق العاده بود. من از زیبایی چشم نواز دریاچه صرفنظر کردم تا برخلاف بقیه مسافرای کودنی که اونجا بودن و هیچ اطلاعی از قدمت تاریخی اونجا نداشتن، یواشکی بزنم به دل باقیمونده های اون کاخ محیرالعقول. برای من ناوارد هم کاملا واضح بود که چه هنر و تکنولوژی خیره کننده ای در ساخت اون به کار گرفته شده بود و البته یکی دیگه از هنرهای معماری خاص اون دوره. یعنی پمپاژ آب دریاچه به آبنمای کاخ که بالای تپه قرار میگرفت و از اونجا راه انداختن جوی سنگی دوطرف محوطه پارک. باید ببینید تا متوجه بشید چه بنای بی نظیری درحال ساخت بوده. برجک های دورتادور دریاچه هم با اینکه مسدود شده بودن اما همچنان قرص و محکم پابرجا بودن. یه سوالی که برام پیش اومد این بود که آخه شاه عباس تو اون دوره مگه بیکار بوده که دوماه وقت صرف کنه که بیاد اونجا و احتمالا یه ماه هم بمونه و باز دوماه بیفته تو راه برگشت؟! اونم با وسواس و خصوصیات تخمی شاه عباس! والا به خدا. ۵ ۶ ماه مملکت رو هوا بوده ها.

چیزی که اونجا برام بیشتر عذاب اور بود، خانواده ها و اکیپایی بود که دورتادور دریاچه، بی توجه به بقایای کاخ منسوب به شاه عباس، یا لم داده بودن و یا از قلیونشون کام میگرفتن. احتمالا بیشترشون از اونجا میرفتن و تنها چیزی که برای دوستانشون تعریف میکردن، اب و هوا و منظره «یه دریاچه ای نزدیک بهشهر» خواهد بود.

سری هم به روستای روشن آباد و امامزاده بازهم خشتی اون جا زدم. که مورد تجاوز بنای نمازخانه تازه ساز کنارش قرار گرفته بود. از دیدنش یکه خوردم که چجور کج سلیقه گی باعث چنین فاجعه ای شده. 

تقریبا عصر بود که در نهایت به گرگان رسید. در یک جمله بگم که خیلی جذابتر، لوکس تر و مهمتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم. حتی اگر رام بدن حاضرم بیام و اونجا زندگی کنم.

مهمترین اتفاق شهر گرگان خیابان ناهارخورانه که از میدان اصلی شهر با عنوان ولیعصر شروع میشه و تا روستای زیارت در جنوب گرگان ادامه داره. مسیری لوکس، تجملاتی و در ادامه، بافت جنگلی متراکم و درنهایت روستای دوست داشتنی زیارت وامامزاده و چشمه آب گرم و آبشارش. حتما باید به این نکته اشاره کنم که این مسیر علیرغم تردد زیادش کاملا تمیز و عاری از هرگونه زباله ای بود. ظاهرا مسوولین شهر گرگان کاملا به ارزش توریستی این قسمت آگاهی دارن.

من شب رو در ماشین گذروندم که بواسطه ناشی گری خودم یکم سخت گذشت. نه اینکه خوابیدن توی ماشین برام سخت باشه،نه. بلکه پیدا کردن محل مناسب و امن و همچنین گرمای هوای داخل ماشین ازارم میداد. صبح روز بعد متوجه شدم که در انتهای جاده ناهارخوران و قبل از ورود به بافت جنگلی، کمپ هایی جهت اقامت مسافرانی که قصد دارن توی ماشین یا چادر بخوابن وجود داره که هم خوش منظره است و هم خنک و امن. صبح که اونجاهارو دیدم به شدت افسوس شب از دست رفتمو خوردم.

امامزاده محمد اسماعیل طاهر  کارگاه ساخت گلدسته



پی نوشت:

- دوستانی که مایل هستن، میتونن منو از طریق اپلیکیشن همگردی و با نام کاربری کویر دنبال کنن. حتی اگرم مایل نیستید دنبال کنید، عیبی نداره. بازم این اپلیکیشن دانلود کنید. برای آدمای دوستدار سفر خیلی بهتر و مفیدتر و جذاب تر از اونه که باورتون بشه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۶
آقای پدر

نظرات  (۲)

۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۶ مامان محمدامین
سفر خوش بگذره..منم عاشق سفرهای جاده ای هستم.رفتن به جاهایی که هرگز به مخیلم نمیرسه اینقدر زیبا باشه.تا قبل از تولد پسرک یهو میزدیم به جاده.بعدا بخاطراون بااحتیاط میرفتیم....پارسال یک سفر به جنوب داشتیم.خوزستان وبوشهر زیبا.شب اول که رسیدیم هتل گیرمون نیومد مجبور شدیم تو حیاط یک مدرسه چون کلاسها هم پربود چادربزنیم.فرداش رفتیم هتل.پسرک کلی گریه که من تومدرسه بیشتر بهم خوش گذشت چون بچه زیاد بود واز تو چادرهامون با هم حرف می زدیم.این شد که همسرجان وپسرک باز راهی مدرسه شدند ومن موندم هتل...
تو این هوا کاش میرفتید غرب.کرمانشاه.ایلام.همدان.لرستان.
این اپلیکیشن رو از کجا دانلود کنیم؟
یادش بخیر پایتخت...
شاه عباس کاروانسرا داره در نوار سبز شمالی؟
پاسخ:
میبینی؟ بچه ها فقط سادگی و شادی رو میخوان. هنوز مثل ما بزرگترا درگیر حساب و کتاب و ملاحظه کاری نشدن.
واقعیتش غرب هم تو برنامه بود اما ترجیح دادم با توجه به شمال بودن دخترا، از فضا خارج نشم.
والا کاروانسرا نبود. کاخ بهاره بود. اما منسوب بودنش به شاه عباس عجیب بود.
خوش بگذره اقای پدر چه زود سفرتون رو انجام دادین حالا من بودم سه روز طول میکشید فکر کنم کجا برم چه جور برم چه کنم ..اوه همچین سخت بود کلا پشیمون میشدم
نکته جالب ی اشاره کردین فکر کنم معدود افرادی اینجوری سفر شمال میرن
پاسخ:
نه دیگه فرصتش جور شد. دیگه جای دست دست کردن نبود. حالا نه اینکه تو هم میخواستی بیای....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی